استعداده الفطرى . پس چون در انتهاء ولايت روح ولى مشابهت مىيابد به جسم نبى در طريقت ، « نهاية الاولياء بداية الانبيا » . باشد ، و در مثال ديگر آنكه شيخ محى الدين اعرابى گفته كه : مشاهدهء خاتم الاوليا كه خواهد به خاتم النبيين همچو اوانى زرين يا سيمين است . ولايت ، را او « 1 » به زر تشبيه كرده و نبوت را به نقره ، هم ازين قبيل است كه خلق معنى آن نمىدانند و مىپندارند كه او ولى را از نبى فاضلتر دانسته ، نى . بلكه هر قومى را اصطلاحى است به قدر ادراك خود ، هر كس بر چيزى حكم مىكند . اهل ظاهر را كه نظر به ظاهر اشياء مىبينند كه از مثقالى زرهشت مثقال نقره حاصل مىشود ، حكم مىكنند كه زر بهترست . باز اهل معنى كه نظر از زيادتى زر و كمى نقره برداشتهاند ، به حقيقت درمىنگرند ، جوهر نقره را صلبتر و صافتر مىبينند . ايشان را از معامله صراف بازار در آن حال ياد نمىآيد و تشبيه برحسب ادراك خود مىكنند ، او نيز تشبيه بدين معنى كرده است . و گرنه هيچ عاقل ولى را كه هرچه دارد به بركت متابعت نبى دارد ، ذكر متابعت نمىماند ، بلكه عدو مىگردد ، چون از نبى فاضلتر گويد . و بسيار چيز باشد كه به نزديك خلق از چيزى ديگر شريفتر بود ، اما اهل حق [ كه ] « 2 » در حقيقت ايشان را نظر است بر حقيقت اشيا ، و آنچه نيز در خلق احسن است به نزد ايشان اخص باشد . و نمىبينى كه حجر اسود از تاج ياقوت احمر پادشاهان فاضلترست ، و تو به جز سنگپارهء سياه ديگر نمىبينى . اما ايشان كه مىبينند درين صورت انكار نمىتوانند .
ديگر از الياس و خضر عليه السلام حكايتى مىفرمود و آن
هامش
( 1 ) . در نسخه ( ولايت او )
( 2 ) . ما برافزوديم