مىكنند كه قياس نتوان كرد و بيچارگان نمىدانند كه بزرگى ملك خداى راست ، وسعت ملك دل بندگان او را نمىانديشند كه كرهء خاك كه نود و اند هزار فرسنگ است و ربع مسكون كه بيست و چهار هزار فرسنگ است و درين بيست و چهار هزار فرسنگ پيداست كه چه معمور است و از عمر آن پيداست كه هر پادشاهى را چند ملك است و اين كرهء خاك كه نود و اند هزار فرسنگ است ، افلاك را خود بگذار و جرم آفتاب كه در فلكند قرصى بيش نمىنمايد ، سيصد و شصت و چند كرهء خاك است ، به بزرگى قياس كن كه ملك او چند باشد ؟ ! و باز ملك او با شش ملك ديگر در جنب فلك ثابتات كه سماء ذات بروج است همچو گوئيست در صحرائى و فلك ثابتات همچو خشخاش است در دريايى و كرسى و مادونه در جنب عرش همچو حلقهايست در بيابانى افتاده ، چنان كه رسول صلى اللّه عليه و سلم ذكر فرموده و اين همه كه ذكر رفت وقت باشد كه بندگان خداى تعالى مشاهده كنند كه در جنب دل او كمتر از دانهء خشخاش كه در بيابانى افتاده باشد بلكه خردتر ، چه دانهء خشخاش در آن بيابان [ همه ] « 1 » چيز خود فرو گرفته باشد و اين همه در صحراى دل بندهء مؤمن . و هيچ چيزى را به خود چيزى مشغول نكنند « 2 » و فرو نگيرد
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 3 » و اينچنين دل همه راست و حق تعالى اين وسعت را در همه دلها تعبيه كرده است ، اما بعضى جهد كردند و در آن صحرا بگشادند و بعضى از آن غافل بماندند و حجاب بر حجاب بيفزود تا چنان شد كه نمىدانند كه « 4 » از دل ايشان هيچ راهى به جائى ديگر هست يا نه ، آخر غيب و شهادت به بدن او مىرسد از غيب مىرسد ، هيچ نمىگويد كه
هامش
( 1 ) . ما برافزوديم .
( 2 ) . نسخه بكنند ؛ قياسا برنگاشتيم .
( 3 ) . قرآن سورهء المؤمنون ( 23 ) آيهء 14
( 4 ) . در نسخه : نمىداند ؛ قياسا برنگاشتيم .