قاعدة - يگانگى ذاتى كه ذات لذاته اقتضاى انتفاى غير كند ، جز هست حقيقى را نيست ، و اين يگانگى مسما است به احديت ، كه يگانگى مجرد بود ، از نسبت و اضافات ، تا غايتى كه منزه بود از مفهوم اين الفاظ و از نفى مفهوم اين الفاظ .
و از جملهء مفهومات و يگانگى صفاتى كه ذات در صفات الوهيت نفى مماثل و مشارك كند مسما است به واحديت ، همچنان مخصوص است به هستى و در حقيقت « 1 » مغايرت ميان آن هر دو مرتبه نيست ، و ليكن به نسبت با مفهوم فرمود :
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
( 2 / 163 ) و :
اللَّهُ أَحَدٌ
( 112 / 1 ) .
تأويل - احديت من حيث المفهوم از قبيل اسم ظاهر است كه غير نيستى است و از غلبهء ظهور او است كه غير با اللّه درنگنجد .
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ
( 6 / 91 ) .
و باز صمديت من حيث المفهوم الذى لا جوف له ، از قبيل اسم باطن است و از غلبهء بطون اوست كه هيچگونه كثرت در مسماى اللّه درنگنجد ، و چون ظاهر و باطن در آن جناب متحدند ، هر دو اسم صفت لفظ اللّهاند و تكرار لفظ مفيد عدم تقدم و تأخر و اثبات اتحاد هر دو صفت آيد .
و مسماى اللّه مفهوم هو « 2 » است ، يعنى غيب مطلق كه كل بىجزء اين مجموع است ، و چون احديت از ظاهر مقتضى نفى غير متأخر است و صمديت از باطن مقتضى نفى غير متقدم و جمعيت هر دو در اللّه مقتضى نفى معيت غير ، تفسير فرمود :
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ
( 112 / 3 )
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
( 112 / 4 ) .
ديگر - تعين اول از هويت مطلق كه در نظر عارف آيد عدم استناد است به غير و استناد غير به دو كه مفهوم الهيت خاص است ، كه مسما است به اللّه .
هامش
( 1 ) - الف : « حق » را اضافه دارد .
( 2 ) - ب ، د : هويت