443 / 5 گويم : آرى ! براى اين كه وازدن و شرّ براى نبودن قابليت است و آن هم ازلى است و علّت بردار نيست ، و نبودن قابليت به دو وجه علّت نيست : يكى اين كه عدم است و ديگر اينكه از جانب قابل است . بنابر اين از پخش احسان و فضل و كرم بىپايان تو ناتواناند و درماندگيشان را از قيام به حق حمد و سپاس تو مشاهده كردند ، يا به واسطه امتناع تمام فرا گرفتن متناهى ؛ حق نامتناهى را ، چون قواى ظاهرى و باطنى متناهىاند ، و يا به واسطه امتناع تمام فرا گرفتن حادث ؛ حق فضل و برترى قديم را ، و يا به واسطه ، امتناع ادراك كنه و حقيقت فضل را ، تا چه رسد به تمام فرا گرفتن حق آن را .
444 / 5 مناجات تا اينجا اسرار و رازهاى رحمانى و رحيمى را از حيث خصوص عموم در اوّل ؛ و عموم خصوص در دوم حكايت مىكند .
445 / 5 اگر گويى : اين كه گفتيم : سپاس مر خداوند را حق سپاسش و سپاسى كه آن را - دون علمش - انتها و پايانى نيست ، و سپاسى كه در خور جلال وجه و كمال ذات او است - همچنان كه خودش بر خودش سپاس مىگويد و غير اين از اين نوع سپاسها كه وارد شده - تمام فرا گرفتن را نمىرساند ؟
446 / 5 گوييم : اين اجمال دليل عجز و ناتوانى از تمام فراگرفتن است نه عين تمام فرا گرفتن ، از اين روى گوييم : پس كمال زبانآورى آنها از ستايش واجبت به اين عبارات ؛ ابهام است و پوشاندن و پنهان كردن ، و تمام بيان آنها از كنه و حقيقت سرّ تو ابهام است ، و منتهاى علم آنها به تو عبارت است از علم كاملان ، و آن حيرت و سرگشتگى كبر است در هر مشهد و مقامى ؛ يعنى در هر چه كه بدان شهود به واسطه وجود تعلق مىگيرد ، همچنان كه پيش از اين گفته شد .
447 / 5 زيرا حيرت كبرا در ايجاد هر موجودى متحقق است ، و اين پوشاندن و پنهان كردن و حيرت كبرا به واسطه استيلا و غلبهء ناتوانى و نقص امكانى است بر آنها ، يعنى به واسطه امكان و حدوث آنها و درماندگيشان به سبب آن دو از روى آوردن به سوى پروردگار و احاطه و دوام احاطه و امثال اينها كه گفته شد ، و نيز ضعف دو نيروى بينايى و بينش آنها ، يعنى ادراكات ظاهرى و باطنى آنها از دريدن حجاب و پرده عزت اطلاقى و حجاب صون و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 795
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٧٩٥