خداست ( 41 - حج ) اين سخن محتمل است كه بازداشتن از غلط و اشتباه در ادعا كردن مرتبهء كمال - با نبودن اين علامت و نشانهها - باشد و محتمل است كه بازداشتن از غلط و اشتباه در نسبت دادن به انسان باشد آنچه را كه فوق اين كمالات و سخنان مىباشد ؛ مانند وجوب ذاتى و عدم امكان ذاتى و احاطه به كليات و جزئيات - يك دفعه و يا مطلقا - و يا دوام احاطه بر آنچه كه گذشت - از خواص حق سبحان - .
375 / 5 اگر گويى : اين كمالات و مانند آنچه كه گذشت : الهيّت از بعضى مراتب انسانى كمالى است ؛ از اينها اينگونه مفهوم مىشود كه انسان كامل مظهر الوهيت است و متحقق بدان ، آيا اين درست است ؟ و يا اينكه الوهيت - مانند وجوب ذاتى و احاطه و يا دوام آن - از خواص حق سبحان است ؟
376 / 5 گويم : جندى در رسالهاش گويد : در اينباره اختلاف نظر است كه آيا انسان مظهر الوهيت كه صفت جامع كمالات اسمائى است مىباشد ؟ محققان صوفيه بر اين عقيدهاند كه تخلّق و تحقق به اسم « الله » امكانپذير نيست ، چون آن دو ( تخلق و تحقق ) اختصاص به حق دارد و آن ( اسم الله ) قائم مقام مسمّا است ، و اين از مقام ادب با خدا است ، ولى اقتضاى كشف و شهود اين است كه اسم « الله » از تمام وجوه عين مسمّا نيست ؛ بلكه مانند ديگر اسماء از وجهى عين مسمّا است ، و چون انسان كامل به احديت جمع تمام اخلاق الهى و به راز : من در دل بنده متقى و پاك خودم مىگنجم ( كه در حديث قدسى آمده ) اتصاف يافت ؛ دلش عرش ذات حق و اسماء الهى گرديده و اسم علم اعظم مىباشد - به واسطهء دلالتش بر حقيقت حق به حقيقت نه مجاز - اين دو سخن جندى بود .
377 / 5 سپس گوييم : امر دوم كه به اين دو سخن پايان مىپذيرد « 1 » ؛ بيان نشانههايى است كه بدانها دروغ بودن سخن بيهودهگويان و ژاژخايان و روشن كردن حال كاملان آشكار مىشود :
378 / 5 از آن جمله معرفت ( انسان كامل است مر ) قدر و اندازهء هر موجودى را ، چون
هامش
( 1 ) - عطف به صفحه 756 است كه گفته : اما نخست اى مشتاق طالب بدان . . . م