تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
موجودى هست نقش شده ، آن‌گونه كه توضيح و توجيهش از جزئيت مخاطبت ( يا محاطيت ) از جهت وجود و يا حقيقت گذشت ، و اين درخشش را به واسطهء رابطه رقيقهء تو كه به او متصل است و سبب حياتش است - و همان اقتضاى خاص و نسبت مخصوص از مربوبيت است - پذيرفته و در نتيجه به سبب اين درخشش بر تو بىادب وارد مىشود ؛ و قبول اين و يا برخى از اين را از حق ؛ از استعداد تو بعيد مىداند ، اين مبتنى بر كمال او و نقص تو در پندارش است . عطاياى كم تو را درباره خودش اندك مىشمارد ؛ در حالى كه آن‌چه از گنجينه‌هاى ملك تو و دست قدرتت حاوى آن است بسيار بزرگ و بىشمار است ، اين به واسطهء دورى بسيار تو است در بلندى مجد و عظمتت از اين مسكين محجوب - در عين حال كه نهايت قرب را به او در ذاتت دارى - چون هيچ نزديكى مانند نزديكى مطلق به مقيّد نمىباشد . 367 / 5 يازدهم اين‌كه درباره‌ات كمترين نواله و توشه‌اى كه به او بخشيدى و دادى - براى بلندى قدر و توانگريت - بسيار تلقى مىكند . 368 / 5 دوازدهم اين‌كه تو گاهى باطنا از روى دل‌سوزى بر او مىگرايى و او در ظاهر ترا ريشخند مىكند ، و تو براى برآوردن مقاصد او و دوستىاى كه بين تو و پروردگارت هست كوشش و جديّت مىكنى و او ترا دشمن مىدارد و خود نمىداند ، و گاهى نيز مرگش را از جايى كه حسابش را ندارد به سويش ميرانى و يا بين او و بين مرادش حايل مىشوى و او نمىداند و گاهى سپاس هم مىگذارد . 369 / 5 سيزدهم اين‌كه او از روى وهم به تو ايمان مىآورد و دوستت مىدارد و ثنايت را مىكند ، ولى از روى عين و وجود تكفيرت مىكند و دشمنت داشته و عيب جوئيت مىكند ، و تو - يعنى وجودت و يا تحققت به اين مرتبه - نزد او از حيث حكايت قلبى و وهم حاكم ؛ لازم و واجب است و از حيث مشاهده و حكم ظاهر محال و غير ممكن . 370 / 5 چهاردهم اينكه او به واسطهء غلبه‌ات بر وى و دورى مرادت از وى با تو ؛ به ستيز برمىخيزد و مىپندارد كه بر تو پيروزى يافته است . 371 / 5 پانزدهم اين‌كه او خودش را به واسطهء تو از حيث كينونت و موجود بودنش در دايرهء تو - كه در آن جز آنچه مىخواهى وقوع نمىيابد - يارى مىكند و مىپندارد به يارى و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 772 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )