تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
او قدر هر موجود و مرتبه‌اش را نزد خدا به خوبى مىداند و حقش را از حيث نسبتى كه با خدا دارد بتمامه داده و با آن موجود چنان معامله مىكند كه اگر حق تعالى به ذات خود تجلى كند و بر همهء موجودات ظاهر شود محققا به عين اين معامله با او معامله مىكند و به همين منزلت و مقامى كه اين كامل او را جا داده جا مىدهد . 379 / 5 گويم : و از اين راه به معرفت و شناخت مرتبهء هر موجودى نزد خدا بالا ميرود ، براى اين‌كه مرتبهء او نزد او ( خدا ) همان مرتبه‌اش است نزد اين كامل - استدلال از اثر به اثر بخش و از صورت و ظاهر بر حقيقت و باطن - پس عبرت و اصل به اعتبار كامل و التفات و توجه او است ؛ نه آنچه كه مردمان مىپندارند كه آن پسنديده است و يا ناپسند و يا شرعى است و يا غير شرعى است ، براى اين‌كه شريعت راه وصول است و حال پس از وصول چيزى است كه براى و اصل لايح و آشكار مىشود ، چنان كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : ايّكم مثلى ؟ ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى ، يعنى : كدام يك از شما مىتواند همانند من باشد ؟ شب را نزد پروردگارم بسر بردم در حالى كه مرا مىخورانيد و مىآشامانيد . 380 / 5 از آن جمله اين‌كه در آنچه بدان حكم مىكند درست و راست حكم مىكند ، و اين مانند فرع است نسبت به آنچه پيش از اين بوده ، براى اين كه حكم بر هر موجودى معاملهء با او است و ما گفتيم معاملهء او با هر موجودى عين معاملهء حق است با او - اگر ظاهرا تجلى كند - 381 / 5 و از آن جمله اين‌كه در اول هيچ چيزى را به خودش نسبت نمىدهد ، بلكه پس از نسبت دادن حق آن را به او ( به خود نسبت مىدهد ) و چون حق تعالى امرى را به او نسبت داد ، آن را از وجهى كه پروردگارش به او نسبت داده به خودش نسبت مىدهد ، نه متأخر و دور از اصل نسبت دادن به خودش و نه شتاب كننده و تجاوز كننده از حد و مرز نسبت دادن . 382 / 5 و از فروع اين اصل اين‌كه : خداوند سبحان اعمال را به كسب بندگان و اختيار جزئى ظاهرى آنان نسبت داده است ، دورى كردن از اين اصل و قائل شدن به جبر - مانند جمادات - كوتاهى است و سرپيچى از كسبى است كه آن توجه جازم و قاطع است ؛ يعنى امر نسبى بخلق افعال اختيارى به واسطهء قدرت مستقل - آن‌گونه كه معتزليان قائل‌اند - زياده‌روى است .