تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
است كه آن شأن و روش و خوى او است ، و هر كس كه عرفان را براى عرفان برگزيد به دوّمى قائل شده است . 387 / 5 و از آن جمله اين‌كه ( انسان كامل ) در تحت مجراى مقدّرات و احكام الهى ساكن است - ولى نه به صفت تجمّل - براى اين كه تجمّل به چيزى اظهار خشنودى و رضاى بدان چيز است و حمل كردن نفس است بر آن - نه به ملكهء رضا و خشنودى - و واجب بر كامل و وظيفهء او ملكهء رضا و خشنود بودن به قدر است ؛ و اين‌كه هر مطلب معينى را رها كننده باشد ؛ يعنى طلب و اشتياق بدان را - نه براى توكل - يعنى نه براى اين‌كه در حصول آن توكل بر خدا كرده - با ميل قلبش بخصوص بدان مطلب - و گرنه قلبش به ضد آن راضى نشده بود - بلكه نفسش به آنچه كه از غيب از صور وقايع آشكار مىشود و يا از حالات بر او وارد مىگردد ، بر رضا آرام دارد ، و اين به واسطهء قطع و يقينش است بر اين‌كه خير آن چيزى است كه او ( تعالى ) برگزيده و حكمت در آن است كه حكيم على الاطلاق انجام مىدهد ، و اين رضاى او بدون دليرى و چالاكى كردن ؛ كه هر دو مقتضى مبادرت به مقاومت با واقعيتى كه ملايم طبع او نيست مىباشد ، و يا اين‌كه آن دو ( دليرى و چابكى ) مقتضى توجه نداشتن به اين واقعيت - بدون اضطراب و آشفتگى و تزلزل از واقع شدنش - و نيز بدون اشتياق و اعتماد به هر حاصل شده و هر آرزويى مىباشد ، يعنى كمال انسان در اين است كه رضايش به قدر ؛ مشتمل بر امورى چند باشد : 388 / 5 نخست اين‌كه رضايش را براى خويش كمال نداند ، چنان‌كه حضرت شيخ قدس سره در باب اين كه نديدن اخلاص روزى طهارت و پاكى است گفته : حتى از اخلاص ، كه در آن صورت خلاص و رهايى داده مىشود . 389 / 5 دوم اين‌كه در آن ( رضا ) توقع مطلب معيّنى را نداشته باشد ؛ بلكه مطلوب او آنچه را كه حق تعالى پديد آمدنش را در او و يا در غير او خواسته باشد . 390 / 5 سوم اين كه رضاى او به واسطهء واگذارى مطالبش به حق نباشد ؛ و گرنه قلبش را ميلى معيّن فرا مىگيرد ، و نه از روى دليرى در مقاومتش در مقابل غير ملايم ؛ و يا توجه و اعتنا نداشتن به آن ، و يا اضطراب و آشفتگى و تزلزل در مقابل غير ملايم با طبعش ؛ و يا اشتياق و اعتماد به او ( تعالى ) در امر ملايم باشد .