نصرت تو برخاسته و دربارهات مهربانى كرده و نسبت به نارسايىهاى تو از خودگذشتگى كرده است ، و تو در تمام اين حالات كه گفته شد ثابت و پابرجا و خزينهدار امينى هستى كه در ميان عموم مردم جامهء پوشش و تقوا در بر كردهاى و پيراهن ادب با پروردگارت و آزرم از جانب او پوشيدهاى و به خداى خود تحقق و ثبوت يافتهاى ، از تقيّد و تعشّق - خواه به وصف او و يا به وصف خودت باشد - منزّه و دورى و در مقام تمكين گام استوارى دارى و پروردگارت را در شئونش - به واسطهء تنوع و تلوين و در اين كه از جانب تو نه طلب و نه گرفتن و نه رد كردن و نه غيبت و نه حضور و نه اندوه و نه سرورى باشد - پيروى مىكنى ، بلكه فقط تسليم و رضاى تام در مقابل مراد پروردگار كريم دارى ، چون امر او حتمى و حكمش قطعى است و او از جانب پروردگارش بر بصيرت و بينش است .
372 / 5 شانزدهم اينكه تو گاهى از روى تأسف بر نقصان و نارسايى محجوب ؛ بر او مىگريى و گاه ديگر از فرو رفتنش در جهل و سستىاش به شگفت آمده و مىخندى و ديگرگاه از اين دو امر - و بلكه از هر دو متقابلى - به حكم منزلت بزرگ خودت تنزّه و دورى مىكنى .
373 / 5 هفدهم اينكه بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله را كه فرمود : هيچكس بر تحمل آزار از خداوند صبورتر و شكيباتر نيست ، در نظر داشته باش ، پس او ترا مظهر اين شخص والاى ارجمند خالى از نقايص مىبيند ؛ در حالى كه هيچ شخصى چون تو داراى تمامترين لذت - نسبت به آنچه كه در حضور پروردگارت از بلندى مقام و ارجمندى سلطنتت كه مشاهده كردهاى - نمىباشد .
374 / 5 اين مجموع ( هفدهگانه ) اى انسان احكام كمالات پروردگارت است كه آنها را در آينهء باطن و خردت بنمايش گذارده و آشكار كردم ، هان تا در پيش خود به غلط و اشتباه نيفتى و آنچه كه مربوط به تو و به همرديفانت نيست بخودت نسبت ندهى ، چون در حديث آمده كه : المتشبّع بما لا يملك كلابس ثوبّى زور ، يعنى : زينت دهنده به چيزى كه مالك آن نيست مانند پوشندهء دو پيراهن دروغين است « 1 » ،
وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
، يعنى : سرانجام تمام كارها با
هامش
( 1 ) - يعنى كه در ميهمانىها و مجالس دو آستين اضافى زير آستينهاى پيراهنش وصل كند تا مردمان پندارند دو لباس بر تن كرده است ، و اين مثل سائر شده براى آنكس كه از آنچه دارد بيشتر جلوه مىدهد و اين تزيين باطل و دروغ است . م