تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
يا اينكه كثرت آنها اگر چه معتبر است ولى آنها نسبت‌هاى اسمائىاند ، در آنها وجودى جز از حق نيست و تعدد در اسماء او است ، و اين در نظر محقق است كه بر عارف برترى دارد ، و چون به يكى از اين دو وجه شناخت و معرفت حاصل كرد كه اشيا اسماء الهىاند و آنها در واقع و در مقام تحقيق عين مسما هستند ؛ صاحب اين ذوق خودش و غير خودش را عين حق مشاهده مىكند ، يعنى به واسطهء محو شدن تمام تعينات و احوال كونى نزد او ؛ يا به واسطهء اعتبار نداشتن در اصل و يا به واسطهء اينكه آنها نسبت‌هاى عدمىاند - هم‌چنان كه حضرت شيخ قدس سره پيش از اين بيان داشته - بنابراين آنكه وجودش اعتبارى است فانى و نابود مىشود و آن كس كه وجودش حقانى است باقى ميماند ، و چون اين صاحب ذوق خودش و عالم را عين حق مشاهده كرد ؛ چگونه مطابقهء نسخهء او با نسخهء عالم و يا با نسخهء الهى نزد او حصول پيدا نمىكند ؟ براى اينكه مبناى اين مطابقه و تقابل ملاحظهء تغاير نسبى اعتبارى است با عينيّت حقيقى ، چون اگر يكى از دو ملاحظه نباشد مطابقه انجام نمىگيرد . 284 / 5 اگر گويى : اين در مقام دو ملاحظه مفيد تطابق و تقابل است ؛ در حالى كه مقصود تطابق در نفس الامر و واقع است و اين مستدعى تعدد بين دو مطابقه شونده در نفس الامر است ، و عينيت هم منافى تعدد است و تنافى دو لازم ؛ ملزوم تنافى دو ملزوم است ؟ 285 / 5 گويم : پيش از اين گذشت كه جهت امكان از كامل جدا شدنى نيست - اگرچه در بالاترين مراتب كمال باشد - و اين مطلب پيش از اين چون گفته شد ديگر اينجا بيان نگشت ، بنابراين حاصل جواب تحقق و ثبوت دو جهت عينيّت و تعدّد در نفس الامر و واقع - همان‌گونه كه مشهد محقق است - مىباشد . 286 / 5 سپس گوييم : حكم شهود اين صاحب ذوق اگر در آغاز درجات اين ذوق باشد ، حكم شهود حق است مر خودش را موجود - از مرتبهء انسان كامل - البته پس از آنكه آفريدش و آراستش و رحمانيّتش را بر كرسى قلب او - هنگام تحقق به كمال - نهاد ، به طورى كه شاهد و مشهود و بيننده و ديده شونده يكى باشد ، چنان كه گفته‌اند :
و چون شب بر طرف شد و صبح كردم ديدم كه * تو هم مذكورى و هم ذكرى و هم ذاكر
287 / 5 و چرا اين‌گونه نباشد ؟ در حالى كه اين دو شهود يك شهوداند ولى به واسطهء