است بدون اينكه اين را بدانند و يا بدان آگاهى داشته باشند ، و كاملان مىدانند چه چيزى از آنان خارج بهشت است و چه چيزى از آنان در بهشت ، و اينان در هر چيز و مرتبهاى كاين و موجوداند ( يعنى وجود دارند ) و داناى به حقايقشان - كينونتى ذاتى نه عرضى - هستند و اين عيب و اشكالى در كمال تنزه و تقدّس و اطلاق و امتياز ذاتيشان از تمام اشيا وارد نمىآورد ، مانند سيّد و سرورشان ، و اگر براى آنان غفلت از برخى از آنچه كه در آنان از عالم و يا آنچه در عالم از آنان است و يا ( غفلت از ) برخى كمالات كه اختصاص به اينان دارد حاصل شود ، اينها قدح و اشكالى در كمال آنان وارد نمىآورد ، براى اينكه غفلت ايشان از حكم عالم و موطن و موقف و حال است .
281 / 5 در او ( انسان كامل ) اسرار و رازهاى پيچيدهء ديگرى است كه از جملهء آنها اينكه : اگر كامل تمام اشيا را دائم حاضر داشته باشد هيچ چيزى از او فوت نمىشود و اختلالى به حال او وارد نمىآورد ، براى اينكه علم و حضور او اقتضاى دوام ديده شدهها و حفظ بقاى نظام آنها را اقتضا مىكند ، لذا خداوند حاضر داشتن آنچه را كه ارادهء بردنش را دارد از آنان فراموشى مىدهد ، در اين صورت مدد و يارى الهى قطع شده و صورت آن چيز زايل مىشود ، همچنان كه به واسطهء حضورش در مرتبهء جامعه به حكم ذوق كل شئى فيه كل شيئى ، يعنى : در هر چيزى تمام اشيا هست ؛ عالم حفظ مىشود و نظامش ادامه پيدا مىكند ، اين را نيك بفهم كه علم مكنون و راز پنهان را برايت گفتم ، پروردگارت را سپاسگوى كه نسبت به اسرار غيب به تو بخل نورزيد .
282 / 5 سپس گوييم : جواب از معرفت تقابل دو نسخه به واسطهء ذوق دوم اتم اينكه اين معرفت ؛ معرفت اشيا است به خدا و اينكه اين اشيا حق است ، چون اين ( ذوق دوم اتم ) اين شناخت را مىبخشد كه عالم و انسان صورت حقاند و در اينباره هيچ فرقى بين آن دو - جز به واسطهء جمع و تفصيل - نمىباشد ، همچنان كه در مشهد سوم از مشاهد سهگانهاى كه جندى در رسالهاش آنها را بيان داشته گذشت .
283 / 5 پيش از اين گفته شد كه تمام اشيا به واسطهء احديت وجودشان در دو مرتبهء الوهى - از حيث بطون - و كونى - از حيث ظهور - عين حقاند ، و اين در نظر عارفان است ، و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 747
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٧٤٧