تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
276 / 5 و آخر بودن از اوّل بودن دانسته مىشود ، چون خاتمه عين سابقه ( انجام عين آغاز ) است و هر آخرى در واقع عين اوّلش است ، بنابراين آخر از حيث وجود مطلقا « عما » است كه مطلق صورت وجودى است و خداوند بدان اشاره كرده و فرموده :
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
، يعنى : جز آنكه خداوند در سايبانهايى از ابر با فرشتگان بيايدشان و كار تمام شود انتظارى ندارند و كارها همه به خداوند بازگشت دارد ( 210 - بقره ) انسان كامل مانند مرتبه‌اش ازل است ، لذا آن ( مرتبه ) را ابد هم هست ، پس همان‌گونه كه آن ( مرتبه ) را اول بودن نيست ، آخر بودن هم نيست ، و غير كامل ؛ آخر بودن وجوديش اين بخش ( از صورت ) « عمايى » مىباشد . 277 / 5 لذا گوييم : درجاتى كه خلق در آنها در سراى پاداش و كيفر ؛ پس از جدا شدن آخرى در روز فصل و قضا ( جدايى و حكم ) استقرار مىيابند جز مراتب اوّلى آنان كه توجه ارادى معين و مشخص كرده است نمىباشد ، همين‌طور دخول هر يك از آنان تحت حكم اسم الهى كه به آنان تعين يافته و ايشان هم آن را پذيرفته و دوست دارند ، چون به واسطهء موجودات - به حسب قابليتشان - اسماء الهى تعيّن مىيابد ، هم‌چنان كه به واسطهء اسماء الهى - به حسب فاعليّتشان - براى هر موجودى نسبت مربوبيّت و آنچه از مطلق ربوبيّت بدان اختصاص دارد تعيّن مىيابد و عبد الخالق و يا عبد الرزاق و يا عبد الله كه اسم جامع است مىشود ، بنابراين درجهء هر انسانى در دوزخ و يا بهشت عين نسبت مربوبيّت او است كه مرتبط به يكى از احكام نسبت « ربّيّت » مىباشد - خدا دانا است - . 278 / 5 سپس گوييم : اينجا نكتهء دقيقى در فرق بين كامل و غير كامل مىباشد و آن اينكه : بهشت و غير بهشت از عوالم ؛ گنجايش انسان كامل را ندارد ، بلكه كامل مقيم در بهشت ؛ مناسبت با مراتب بهشتى دارد ، براى اينكه كامل از سنخ مرتبه و اصل و مثل آن است - اگر جهت امكانش نبود - و شگفتى نيست كه بنده بر خلق مولاى خودش باشد ، چون مولا جاىگير نيست و مقيد به مكانى غير مكان ديگر نمىباشد ، بلكه با تمام اشيا هست و رحمت و علمش همه اشيا را فراگرفته است ، رحمت و وجود و علم و حيطه‌اش در مرتبهء احديتش متعدد نيست ، پس كامل داراى حقايقى است كه مناسبت با بهشت ندارد و حقايقى دارد كه مناسبت با دوزخ