تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
تغاير اين دو به سبب دو نسبت حق و انسان كامل ؛ حكم يكى از آن دو شباهت به حكم ديگرى پيدا كرده است . و ما از آن جهت گفتيم در آغاز درجاتش كه كامل پس از استهلاك و بازگشت از حق به خلق براى ارشاد و تكميل و يا ترقى در مراتب اكمليت ؛ اين شهود بر صفت استهلاك براى او باقى نمىماند . 288 / 5 سپس گوييم : بين اين معرفت ، يعنى به واسطهء تقابل دو نسخه و معرفت نخستين يعنى انسان مجموع آنچه در عالم است مىباشد - يعنى تفصيل صور اسماء حق تعالى - و عالم نزد او مانند يك صورت است و آينهء وجود او مىباشد و او هم آينهء احوال عالم ؛ دو فرق بزرگ است ؛ براى اينكه اين معرفت بر پايهء ذوق توحيد ذاتى و قرب فرايض و جدا نبودن مظهر از ظاهر است و معرفت نخستين بر پايهء توحيد وصفى و قرب نوافل و مشاهدهء مظهريت است ، و محاكات و مضاهات ( همانندى ) بين دو مظهر و يا بين مظهر و ظاهر برابر است ، بين اين دو چه مقدار فرق است ؟ 289 / 5 اين دو فرق را از راه ذوق نمىتواند شناخت مگر آن كس كه نخست خود را شناخته باشد به اينكه وجودش اضافى است و حقيقتش نسبت علمى است و حال امكانيش عدمى است ، و پروردگارش را شناخته باشد كه وجود در واقع خاص او است ؛ و آنچه را كه پيش از معراج تحليل و وصول به خدا - حال سلوكش و پيش از سلوكش - درك كرده بشناسد و در هر منزلى آنچه را كه از آن ( منزل ) گرفته رها كند ، سپس در مرتبهء دوم خودش و پروردگارش و تمام اشيا را پس از استهلاك و بازگشت از حق به خلق بشناسد ، و اين بازگشت يا براى ارشاد و تكميل است ، يعنى آگاهى دادن طالب سالك است بر آنچه كه در راه رفت و آمد مشاهده مىكند ، و يا ( اين بازگشت ) براى ترقى در مراتب اكمليت است - البته اگر تنها باشد و ملزم به ارشاد نباشد - براى اينكه شأن چنين شخصى اين است كه از جهت ذوق ؛ بين حالت استهلاك در جلال الهى و بين آنچه پيش و پس آن است جدا كند . 290 / 5 اما آنچه پيش از آن است ؛ براى اينكه او را هيچ شناختى به ذوق استهلاك نيست . و اما حال استهلاك ؛ هيچ ملاحظه و نگرشى به دو طرف نيست . 291 / 5 و ما اين جواب را از بيان اول بودن مراتب بتأخير انداختيم كه بناى اين ذوق بر