اشارهء به اين امر است كه بندهء كامل از سنخ مرتبه است و بر خلق مولاى خودش ، و چون در مقام بيان اوّل بودن مراتب ( معنى اين ذوق كه بنده از سنخ مرتبه و بر خلق مولاى خودش است ) روشن و بيان شد ، ما آن را به تأخير انداختيم .
292 / 5 حال گويم : مضاهات و همانندى بين نسخهء الهى و انسانى و آنچه از حال انسان كامل در اول بودن مراتب بيان داشتيم با نقل سخن حضرت شيخ قدس سره كه در نفحات بيان داشته روشن مىشود ، گويد : بدان كه هيچ امرى از تنزيه و تعظيم ( بزرگداشت ) و ايجاد و تصريف و علم و اراده و قدرت و حيات و كلام و حتى وجود مطلق به او نسبت داده نمىشود مگر از حيث حقيقت انسانى كمالى ذاتى كه الوهت از بعضى مراتب آن است ، و موجودات مظاهر كيفيات و احكام آن - به ترتيبى كه در تفاوت درجات اجناس آن كيفيات و انواع و اشخاص آنها اشاره شده - مىباشند ، بنابراين تفاوت به مقدار تفاوت احاطهء شئون گوناگون مىباشد و احاطه به حسب مراتب و فراگيرى احكام آنها است ، و بدين ؛ فرشتگان بعضى از بعض ديگر امتياز مىيابند ، و علم ؛ بعضى از آنها را در امور مقام خاصى محدود و منحصر مىدارد ، چنان كه خداوند فرموده :
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
، يعنى : هيچ يك از ما نيست جز آنكه داراى مقام و مرتبهء مخصوص ( به خودش ) است ( 164 - صافات ) و :
لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
، يعنى ما را هيچ علمى جز آنكه تو بما آموختى نيست ( 32 - بقره ) و كار در قلم و لوح و عرش و كرسى و آسمانها و ساكنان آنها و شيطان و جنّ و عناصر ( چهارگانه ) و مولدات ( سهگانه ) و مردمان حيوانى و مردم حقيقى - از برخى وجوه - و مردم حقيقى - از تمام وجوه - اينگونه است .
293 / 5 بنابراين مردم حيوانى صور احكام اين حقيقت انسانى الهى - از حيث ظاهر آن - بوده و فرشتگان با اختلاف مراتب و طبقاتشان صور احكام شئون آن ( حقيقت انسانى الهى ) و قواى باطنى آن هستند ، پس نسبت فرشتگان عالين و حاملان عرش نسبت اعضاى رئيسه است از حيث قوايى كه در هر عضوى به امانت گذارده شده است ، و ستارگان نسبت ديگر اعضا و فرشتگان عرشى و پائينتر از آنها نسبت به بقيهء قوا هستند ، و خواص قوا و شئون از حيث اطلاق و نسبتشان به حق و به مطلق صورت وجود مطلق و به مطلق روح كلى ؛ قوهاى است كه