مىباشند ، و حقيقت جامع الهى نسبت به ديگر حقايق اينگونه است ، و آن اسمى است كه جامع تمام اسماء ديگر است و هر يك از آنها مشمول و فراگرفتهء آن اسماند . و يا به اعتبار وجود است ، براى اينكه وجود هرچيزى چون عبارت از تعيّن حق است از دو حيثيت او ؛ پس كلّ تعيّن و كلّ وجود او مربوط به حق است و « كل » صورت واحد حق گرديدهاند و لذا هر يك از آن دو بعضى از كلّاند ، پس هر تعيّن و وجودى بعض تعيّن و وجود اويند كه به واسطهء تعدّد نسبتها تعدّد پذيرفتهاند ، و اگرچه در ذات خداوند احدىاند .
124 / 5 و اما تحقيق درنگ او و همراهيش با امرى كه در هر آسمان و عنصرى فرود آمده است ؛ به حسب رتبهء اوّليّت وجودى و مرتبهء متعيّن او در علم حق تعالى است كه احديت اراده از آن ( گرفته شده ) است ؛ و او را ( احديت اراده ) بر غير خودش برتريش داده و مشخصش كرده و با قدرت ؛ ارتباط او را - به حكم آنچه كه مناسب او است و آن را از اسماء درخواست مىدارد - آشكار ساخته است ، و اين - چنان كه بارها گفته شده - از بيان حضرت شيخ قدس سره در تفسير است كه : حكم در اشيا خاص مراتب است نه اعيان وجودى از حيث وجودشان ، و هرچه كه به آنها اضافه و نسبت داده مىشود به اعتبار ظهور حكم مرتبهء آنها است ، براى اينكه اثر از مراتب به دو اعتبار حصول پيدا مىكند : اعتبار حكم جمعى احدى كه سارى است ؛ و اعتبار اغلبيّت كه تابع اوّليت است ، چون غلبه به سبب احاطه است و به سبب اوّليّت ظاهر مىگردد ، و خاتمه عين سابقه و انجام همانند آغاز است :
125 / 5 سپس گوييم : هنگامى كه امر الهى وجودى انسانى به عالم مولّدات اتصال يافت ؛ اگر از كاملان باشد ؛ احدى سير است ؛ يعنى باز نماندنش از سير ؛ تا آنكه در عالم شهادت ظاهر شود و بالا رود و به درجهء كمال برسد ، پس احدى سير بودن او به واسطهء شناختن دو امر دانسته مىشود : نخست چگونگى سير او است و دوم مقدار بازماندنش .
126 / 5 اما اولى كه در مرتبهء نباتات است داراى وجوهى است :
127 / 5 نخست اينكه نبات صورتش را از تباهى در سلامت دارد تا نموّ و رشدش تمامى گيرد و در كاملترين صورت نبات ظاهر گردد .
128 / 5 دوم اينكه در موضع مناسب روحانيتش و در مسكن پدر و مادرش برويد .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 696
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٩٦