تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
اين اجتماع همان‌گونه كه به اعتبار نتيجه‌بخشى نشأه نكاح است ، همان به اعتبار حصول وجود اضافى ايجاد است و به اعتبار كسب كردن نقش تعيّن كتابت است و به اعتبار فهمانيدن خوب و شايسته به هر مرتبه‌اى كه به‌گونه تفصيلى گفته خواهد شد كلام مىباشد . 1092 / 4 گوييم : تحقيق آن مقدماتى دارد : 1093 / 4 نخست اين‌كه : كلام به اطلاقش كه شامل معنوى و روحانى و حسّى مىباشد ؛ صورت علم متكلم است كه خواه الهى و يا كونى به نفس خود و يا به غير خود باشد ، پس حقايق معلوم را اگر منفرد و تنهاى از لواحق و پيوستگىهاشان اعتبار كنى حروف آن ( كلام ) اند و اگر با توابع لازم و يا عارضشان اعتبار كنى كلمات آنند . 1094 / 4 دوم اين‌كه : هريك از حقايق را به اعتبار ماده‌شان مرتبه‌اى معنوى و علمى است ، و شأن معانى معلوم - خواه مرتبه باشند و يا داراى مرتبه - اين است كه از وجود علمى به وجود عينى ظاهر نشوند مگر در مادهء حامل و صورتى كه بدان و در آن ماده تحقق مىيابد ، و مقصود من از ماده آن چيزى است كه بدان ظهور اين حقايق آغاز مىشود تا صورت اجتماع آنها كه عبارت از كلام است در خارج مشخص شود ( يعنى تشخّص يابد ) خواه صورت تشخص يافتهء ( متشخص ) مظهرى ؛ جسمانى باشد - اگر حروفش ارواح باشند - و يا روحانى باشد - اگر حروفش معانى و حقايق باشند - و ماده در هر دو صورت نفس رحمانى است كه صورتش در انسان صوت و صدا است ، و مقصود من از صورت ؛ آن چيزى است كه بدان ظهور حقيقت معلوم - از تعيّن احدى - كه حاصل از اين جمعيت است تمامى مىيابد ، و آن حقيقت ، هرچه مىخواهد باشد ؛ خواه معنوى باشد و يا روحانى و يا جسمانى ، و تمام ظهور عبارت است از بودن حقيقت براى هر ادراك كننده‌اى كه فرايش آورد فرا مىآيد ، و اين حقيقت موطنى از موطن‌هاى منسوب به مرتبهء ادراك آن ( جمعيت ) مىباشد . 1095 / 4 سوم اين‌كه : اگر حقايق معلوم را از حيث ارتسامشان فقط در نفس عالم به آنها اعتبار كنى ؛ يعنى نه با انضمام توابع آنها و نه با تعيّن ظهور آنها ؛ حروف باطنى غيبىاند ، و اگر با انضمام توابع آنها از صفات و لوازم اعتبار كنى ؛ حقيقت معلوم كلمهء باطنى غيبى مىباشد ، و اگر تعيّن ظهور مجرد هر حقيقت معلومى در وجود عينى ؛ به نفس متكلم و در