تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
مىكشد ، و زبان براى جدا كردن و تميّز - به موجب استحضار ذهنى كه تابع تصور علمى است - آماده شده است . 1098 / 4 و چون قوهء هر رفع و امتدادى از امتدادهاى نفسش به پايان رسيد - و اين جز در مخرجى از مخارج نمىباشد - براى نفس ؛ هنگامى كه به انتها رسيد ؛ تعيّن خاصى به واسطهء قصد و جدا كردن ظاهر مىشود ، و اين نفس تعيّن يافته را حرف مىنامند ، پس اين تعيّن مظهر تعيّن علمى است كه حدّ و مرز هيچ معلومى جز به واسطهء استقرار آن دانسته نمىشود ، و مستقر او به حيثى است كه برايش بىنيازى در تعين وجود مطلوبش حاصل مىآورد ، و چون از مراتب ؛ اين تمكّن و توانگرى را يافت ؛ بدان از غير آن بسنده مىكند و نفس رحمانى از جهت تعيّن ظهورش در او استقرار مىيابد ، لذا ظاهر شده و تعيّن مىيابد و به نام حرف وجودى ناميده مىشود ، و ظهور حدّ و مرز تلفظ به واسطهء حرف در حال استقرارش به نام حرف - يعنى طرف - ناميده مىشود . 1099 / 4 و چون حقيقت كلام مطلق را دانستى ؛ حال حقايق انواع ترتيب يافته آن را به حسب مراتب آن معرّفى مىكنيم و آن را مقدماتى چند است : 1100 / 4 نخست آن‌كه در نكاح‌ها گفته آمد كه اجتماع حقايق در مرتبه ؛ صورت را در آنچه پائين آن از مراتب است نتيجه مىبخشد . 1101 / 4 دوم اين‌كه اجتماع بين حقايق به حسب مناسبات آنها است و عدمش به حسب مباينات ( ضديت ) آنها مىباشد ، و همين‌طور اجتماع ارواح و اشباح كه هر دو تابع حقايق‌اند . 1102 / 4 سوم اين‌كه تعين اجتماع به حسب مرتبه و غلبه است كه در آن به حسب اول بودن امر باعث و دنباله‌روى او مر باقى را به قوهء حقيقت جامع ؛ اعتبار شده است . 1103 / 4 گوييم : كلام معنوى اجتماع واقع بين اسماء است - يعنى مطلقا حقايق - به موجب احكام بعضى از آنها با بعض ديگر ، اين در صورتى است كه حقايق كونى اسماء به شمار آيند ، و اگر اسماء به شمار نيايند ؛ اجتماعى است كه بين اسماء و بين حقايق كونى واقع شده است ، و نتيجهء اين اجتماع به حسب مرتبه‌اى كه در آن اجتماع واقع مىگردد ؛ و به حسب
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 642 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )