باشد ، مانند تكثير ادلّه در ثبوت آنكه اعتماد بدان بيشتر از علم به ثبوت آن به واسطهء دليل دوم است - و اگرچه به اولى و سومى و چهارمى و غير اينها ثابت نشده باشد - و آنچه گفته شد حكمى است كه وارد مىشود و بدان توجه و اعتقاد و معاملهاش - به واسطه مباشرت ظاهرى و بدون مباشرت ظاهرى - رنگ مىگيرد .
1080 / 4 سپس گوييم : چون ثابت شد هر علمى مستلزم عملى است ؛ خواه اين عمل لازم غايت آن و مطلوب از آن باشد و يا نباشد .
1081 / 4 مناسبت مقام ايجاب مىكند كه راز علمى كه غايتش عمل است توضيح داده و روشن شود و آنكه اينگونه نيست ( هم توضيح داده شود ) و اين نياز به يك مقدمه ؛ براى آگاهى دادن بر مسماى غايت دارد : غايت هر چيزى منتهاى آن است ؛ يعنى از آن جهت كه اين منتها مطلوب اين چيز است و كمالش در رسيدن به آن است ؛ خواه مطلوب آن براى ذاتش و به گونه مشخص باشد و يا مطلوب براى امر ديگرى كه اوّلى به تبع آن مطلوب مىباشد ، براى اين كه آن آلت و يا شرط و يا سبب براى دوّمى است ، و نزد اهل نظر ؛ علم مطلوب براى به ذات ( علم ) نظرى ؛ و علم مطلوب براى غير آن ( علم ) آلى و عملى ناميده مىشود ، و اگرچه عملى نيز اطلاق بر آنچه مطلوبش مباشرت بعد علم است و نظرى بر آنچه مطلوبش فقط اعتقاد است مىشود .
1082 / 4 سپس گوييم : غايات نشانههاى كمالاتاند ؛ و هر غايتى نشانهاى است از كمالى كه بدان اختصاص دارد و بر آن دلالت ، چون كمال عبارت است از آنچه كه شايسته است و حصولش سزاوارتر از « لا حصولش » مىباشد ، و اگر تصور اين در غايات نبود غايات مطلوب نبودند ، ولى اين نسبت به مرتبهاى خاص دارد كه آغاز اين غايتش را منتسب به اين مىدارد ، و گرنه هر غايتى بدايت و آغاز است براى غايت ديگرى ، و نسبت به اين ديگرى مطلوب نيست ، چون طلب حاصل است ، و اين به نسبت و هدف و غايت ؛ براى مراتب و احكام نسبى تقديرى آنها تعين مىيابد .
1083 / 4 و چون اينها بيان شد گوييم : علوم را غاياتى چند است ، از آن جمله آنچه كه غايتش عمل است و برخى غايتشان فقط اعتقاد است به متعلق و احكام آن ، ولى به واسطهء
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 636
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٣٦