نوعاند : نوعى اختصاص به كليات دارد و پيغمبر صلى الله عليه و آله خبر داده كه آنها محدود در چهار چيزاند : عمر و روزى و اجل و سعادت و شقاوت ، و نوعى اختصاص به جزئيات لازمهء تفصيلى دارد ؛ و ظهور برخى از آنها موقوف بر اسباب ( جمع سبب ) و شرطهايى مىباشد ، و بسا كه دعا و يا كوشش و كسب از جملهء آنها است ؛ بطوريكه حصولش جز بدانها مقدّر نشده است ، برعكس چهار اوّلى ، براى اينكه انسان را در آن قصد و عملى نيست ، بلكه نتيجهء قضاى الهى و قدر او ؛ به موجب علم پيشين او كه از ازل تا ابد - به مقتضى تعلقش به معلوم - ثابت است ، اين همان فرق بين دو حكم استعداد كلى و جزئى مىباشد .
1050 / 4 سپس گوييم : تمام اينها مادامى است كه انسان كمال نيافته است ، ولى هنگامى كه كمال يافت در دعا و غير دعا داراى ميزانى مىشود كه اختصاص به آن پيدا مىكند و صاحب امورى مىگردد كه بدانها متفرد و تنها است و هيچ مشاركى ندارد ، و اين همان چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب نصوص بدان اشاره كرده و گفته : اما كاملان و افراد توجهشان به حق تعالى ، تابع تجلى ذاتى است كه برايشان حاصل است و تحققشان به مقام كمال موقوف بر رسيدن بدان است ؛ و آن برايشان نتيجهء تامّى را كه جامع حيثيات تمام اسماء و صفات و مراتب و اعتبارات - با درستى تصوّر حق از حيث تجلى ذاتى كه به واسطهء شهود اتمّ برايشان حاصل است - باقى مىگذارد ، از اينروى اجابت ايشان به تأخير نمىافتد ، اينان نيز اهل اطلاع بر لوح محفوظ ؛ و بلكه بر مقام قلمى و مرتبهء علم الهىاند و به واسطهء علم به لازم بودن وقوع از پيش - كه گزيرى نيست - بر مقدّر آگاهى پيدا مىكنند ، لذا هيچ وقت در امور غيرممكنى كه وجودش مقدّر نشده سئوال ( در دعا ) نمىكنند و همتشان را به طلب آن برنمىانگيزند و ارادهء آن را نمىكنند ، از آن جهت گفتم اراده آن را نمىكنند كه در ميانشان كسانى هستند كه وقوع اشياء موقوف بر ارادهء ايشان است - اگرچه در حصول آن دعايى نكردهاند - .
1051 / 4 و من اين را بارها از شيخمان - رضى الله عنه - سالهاى زيادى ؛ در امورى كه توان شمارش را ندارم به عيان مشاهده كردم ، و خودش - رضى الله عنه - به من گفت كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را در بعضى از واقعاتش ( مكاشفاتش ) مشاهده كرده و او را بشارت داده و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 623
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٢٣