است ، و شأن حق تعالى با خلقش بدينگونه است .
1012 / 4 پس ما از حيث حقايقمان - يعنى صور معلوميت ثابتمان در علم او تعالى - آينههاى وجود مطلق ذاتى وحدانى و يكتاى اوييم ، چون خداوند متعال عين وجود است و غير او را وجودى نيست و او است كه در ما خودش را آشكار مىكند ، اما حضرت او آينهء احوال متكثر و شمارههاى فراوان ما است ، بنابراين ما بعضى مر بعضىمان را ادراك مىكنيم - ولى در حق - لذا آنچه را كه ما در او از صفات و احوال آشكار مىسازيم - از ما - دوست مىدارد ، و او در ما خودش را - از حيث اينكه ديدنش مر خودش را در آينهاى كه از وجهى مغاير او است مخالف ديدنش مر خودش را در خودش و براى خودش است - دوست مىدارد ، بلكه آنجا اصلا نه ديدنى است و نه عدد و شمارى ، براى اينكه آينهء مغايرت از آن جهت كه محل تجلى مقيّد بدان است ؛ در آنچه كه در آن حكمى نقش مىپذيرد كه در حال مشاهدهء خودش مر خودش را نبوده است تعيّن و ظهور مىيابد ، و اين رازى است كه هركس بر آن آگاهى يابد راز ذات و صفات و احوال و آينهها و مجلاها را خواهد دانست ، و نيز خواهد دانست كه عالم با حقايق و صورش از وجهى آينهء حقاند و حق تعالى از وجهى ديگر آينهء عالم است .
1013 / 4 اين سخن او مطابق سخن ديگرش است كه بارها بيان داشتيم : تو آينهء اويى و او آينهء احوال تو است ، و سخن ما هم كه گفتيم : او آينه تو است ، درست است ، به اعتبار اينكه حقيقت تو حالى از احوال او است ، و باز هم كه گفتيم : تو آينهء شئون و صفات و اسماء اويى ، درست است ، به اعتبار اينكه لواحق ؛ لواحق ذاتاند .
1014 / 4 سپس گوييم : و بندگان طالب دو دستهاند : عالم و جاهل ، جاهل جفتش ، مناسبت و ارتباط به رقيقهء ذاتى است ، و عالم - به واسطهء آنچه از اسرار پيشين كه بيان داشتيم - يارى از مناسبت مىگيرد و علم ؛ راه را نزديك مىكند و علايق و وابستگىها و بازدارندههاى از تكميل صورت مناسبت را قطع مىكند و حكم مناسبت را تقويت و محكم مىكند ، سپس اعانه و كمك كردن است كه بدان قدر مشترك - از حيث يك يك از حقايق كه ذات طالب و مطلوب و لوازم آن ( ذات ) بر آن اشتمال دارد - يارى مىشود ، و سخن پيغمبر صلى الله عليه و آله اشاره به اين دارد كه فرمود : به اخلاق الهى خوپذير شويد . و از اين بابست كه كسى
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 611
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦١١