تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
كه بعينه بدان ( ماه ) ممثّل است ، چون او ( تعالى ) از آن جهت كه وجود خالص و محض است ؛ نه علم و نه ديدن به گرد سراپردهء او راه ندارد - مانند ذات ماه - و از آن حيث كه وجود است و در ممكنات به حسب آنها ظاهر است ؛ حق دانسته مىشود ، يعنى به آن‌چه از وجوه مذكور دانسته مىشود ، و نيز صورت تعلق علم او بهرچيزى - به گونه‌اى كه او بر آن است - مطلقا كه به سبب تغيير زمان و غير زمان تغيير نمىكند ؛ دانسته مىشود ، يعنى از آن حيث كه علم او است ، و راز تعلق علم او بهر جزء و جزئى - از جهت تفصيلى - دانسته مىشود ، و نيز راز بيان الهى را كه فرمود :
حَتَّى نَعْلَمَ
، يعنى : تا بدانيم ( 31 - محمد ) يعنى از حيث مظاهر و غير اينها از احكام مرتبهء مظهريت دانسته مىشود . 846 / 4 سپس گوييم : اما عناصر ؛ همانطور كه از وجهى مظاهر اسمائىاند كه اختصاص به « عماء » دارند - يعنى از اصول چهارگانه صفات الوهى - همين‌طور از وجهى ديگر مظاهر طبيعت‌اند - ولى نه مطلقا - چون طبيعت از آن جهت كه طبيعت است ؛ آثار توجهات ارواح عالى نورى و محل تعين عالم مثال است ، بلكه از حيث ظهور حكم آن ( طبيعت ) در اجسام است ، زيرا ظهور حكم طبيعت در اجسام - در عرش - به نوعى است و در آن‌چه تحت لوح محفوظ است - يعنى روح كرسى - به نوعى ديگر مىباشد ، براى اين‌كه طبيعت - همان‌گونه كه در بيان جندى ( شارح فصوص ) گذشت - عبارت است از قوهء فعال براى صورت طبيعى ، و طبيعت كلى عبارت است از حقيقت اثربخش فعال - نسبت به تمام صور - در مادهء « عمايى » و آن ( طبيعت ) از آن ( عماء ) است و در آن است ، و طبيعت ظاهر الهيّت است و الهيّتى كه عبارت از احديت جمع حقايق فعلى وجوبى است باطن و هويت آن مىباشد ، و خداوند فاعل تمام افعال مىباشد ، بنابراين اولين صورتى كه در مادهء « عمايى » كونى پديد آمد ؛ طبيعت واحدى بود كه جامع تمام قواى فعال و مواد منفعل - در احديت جمع ذاتى خود - مىباشد ، و آن حقيقت جسم كلى است كه به نام « درّه » در حديت - بر وجهى - ناميده شده است . اين سخن جندى بود . 847 / 4 پس طبيعت از حيث ظهور حكمش در اجسام ؛ وقتى اقتضاى ظهور حكم را - از حيث اجتماع ارواح نورى - كند ، جز عالم مثال بوجود نمىآيد ، ولى اگر از حيث اجتماع