802 / 4 ولى اگر اين اجتماع محيط ؛ احديت جمع مضاف به حقيقت الحقايق را كه در آن مرتبهء اولى و برزخيت كبرا به حكم سرايتش در تمام مراتب داخل است - بهطورى كه جز براى يك مشاهدهگر و وارث حقيقى او مشهود نيست « 1 » - بهبخشد ؛ اين قرآن است و مجمل صورت جمع شده و اجمع آن محمد صلى الله عليه و آله مىباشد .
803 / 4 پس كتاب عبارت از دو كتاب است : فعلى و قولى ، فعلى همين كتاب مبين است ، و قولى را گفتهاند كتاب حكيم است كه به واسطهء بيان اين كتاب فعلى ( مبين ) مختصر ، محكم است .
804 / 4 بدان كه اين كتاب حكيم به حسب تنوع حقايق ؛ متنوع است و ( حقايق ) مشتمل بر برزخيت دوم مىباشند ، پس تجلى دوم از حيث هر يك از اينها فرود آمدن و نزولى است و در هر نزولش مظهرى كلّى دارد و از حيث آن مظهرش دوره سلطنت و غلبهاى ، و نيز بالا رفتن و عروجى - از نزولش - دارد و در آن عروجش مظهرى كلى و جمعى انسانى دارد كه عين هر خليفهء كامل - جز محمد صلى الله عليه و آله - مىباشد ، و در آن ( تجلى ) كتابى دارد كه به واسطهء بيان كمال آن ( خليفه كامل ) كه نقطهء اعتدالش را در تمام حالات او و حالات متابعان و قوم و خاندانش مبيّن و آشكار مىسازد محكم است ، مانند صحف و كتابهاى انبيا - غير پيغمبر ما محمد صلى الله عليه و آله - .
805 / 4 و اما قرآن حكيم ؛ جامع احكام اين حقايق و اسماء كلى اصلى - كه عبارت از ائمهء هفتگانه احديت جمع اعتدالى است - بوده و آن كتاب بر مظهر احدى جمعى اين احديت جمعى فرود آمده است ، و آن پيغمبر ما محمد صلى الله عليه و آله است و آن كتاب ؛ قرآن است كه به واسطهء بيان اكمل بودن او و آگاهى دهنده از نقطهء برزخيت و اعتدال او در تمام گفتار و كردار و احوالش - از صورت اجمالى او براى خودش و تفصيلى آن براى متابعان و قومش - محكم است ، و سخن عايشه اشارهء به اين مطلب دارد كه گفت : خوى پيغمبر ( ص ) قرآن بود . اشارهء دانايى بود كه از چراغدان آن نويدبخش بيمرسان فراگرفته شده .
هامش
( 1 ) - يعنى محمد صلى الله عليه و آله و وارث حقيقى او ( ختم ولايت كليه او ) حضرت مهدى سلام الله عليه و عجل الله فرجه . م