واسطهء اين مناسبت اشاره به صفت نور شده كه بدان ادراك حسّى تحقق مىيابد ، و ما از آن جهت آن را به حسّى توصيف كرديم تا دلالت بر اين معنى داشته باشد كه سبب بودن نور براى ظهور به نهائىترين مراتب - حتى به پائينترين مراتب ادراك - مىرسد ، و گرنه نوريت ارواحى كه مظاهر اسماء الهىاند در تحت اين اصل مندرجاند ، و نور همانطور كه صورت وجود مقترن و جفت شده است ؛ تابناك شدنش هم صورت اقتران و جفت شدهء او است كه به نام موجوديت - كه عبارت از حكم وجود است - ناميده مىشود ، يعنى حال و نسبت آن ( وجود ) ، و توجيه اولى : خودش خودش است مىباشد .
801 / 4 و اما صورت نسبتهاى آنكه به نام اسماء الهى و صفات ربوبى ناميده مىشود عبارت از قلم اعلا است كه صورت صفت قدرت است ، چون او را در تعيين هرچه كه پس از آن از عالم تسطير است - به فرمان آفرينندهء توانا - مدخليت است و اجراى سنّت و روش آن ( موجود ) بستگى بر او ( قلم ) دارد ؛ اين به دلالت حديثى است كه آمده : اكتب ما كان و ما سيكون الى يوم القيامة ، يعنى : هرچه بوده و آنچه تا روز قيامت انجام خواهد گرفت برنويس ، و به دلالت آنچه كه از سخن حضرت شيخ قدس سره در تفسير و غير او ( از بزرگان ) از كتابهايشان مىفهميم ؛ نوشتن ، كنايهء از ايجاد است ، پس نويسنده حق تعالى است ، و قلم سبب معمولى ( نوشتن ) و صفحهء گسترده عبارت از تجلى سارى است و كتاب نوشته شده عبارت از نقش موجودات است و حروف عبارت از حقايق متبوع است ؛ البته اگر جداى از توابع آنها اعتبار شود ، و اگر با آنها اعتبار شود كلمات است ، بنابراين از حيث استعداد اصلىشان براى قبول وجود اسماند ، و از حيث قبول آنها مر اين اثر طلب استعدادى را فعلاند ، و دستهاى از آنها كه دلالت بر كمال نويسندهشان دارند - مانند نسبت حيات و يا علم و يا قدرت به او - آيه ( قرآن ) اند ، و دستهاى از آيات به اعتبار اجتماع آنها در مرتبهء كلى و يا جزئى - از مراتب اسمائى و يا كونى - سورهاند ، و دسته از سورهها به اعتبار احاطهء آنها به تمام مراتب پيشين - ولى مندرج در مرتبهء دوم و برزخيت منسوب به آنها - كتاب مبيناند ، پس مفصل آن عالم است و مجمل صورت بالفعل آن آدم و تمام خلفاى كاملان و رسولان اولى العزم - پيش از مبعوث شدن محمد صلى الله عليه و آله - مىباشد .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 547
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٥٤٧