اعتبارات او كه به نام اسمائش ناميده شده نيست ، و از اين جهت است كه عالم غير و « سوى » ناميده مىشود .
577 / 4 اين مطلب را نيك انديشه كن تا بدانى ؛ حقايق منسوب به حق تعالى از حيث « اسميّت » و منسوب به تعيّن از حيث كون و وجود ؛ همگى آنها از وجهى اسماء ذاتى حقّاند ، چون آنها تعيّنات علمى اويند كه نسبت به ذات حق عين اويند و از جهتى مجالى ذات وىاند ، زيرا مظاهر وجود او و صور تجلى احدى اويند ، و از وجه سوم - كه كاملتر از دو وجه پيشين است - : آنها مجالى ذات او و از آن جهت كه او است هستند - نه مطلقا - زيرا او از اين جهت از همه بىنياز است و داراى مقام : خدا بود و با او چيزى نبود ، مىباشد ، بلكه مجالى او - از حيث مجالى كلى و اسماء ذاتى كلى وى - اند ، مانند مفاتيح نخستين و پردهداران و سدنهء آنها كه اصول صفات الوهىاند .
578 / 4 و به واسطهء اشتمالشان بر جهت ربط وحدت به كثرت ؛ و بر دو اعتبار وجوب و امكان و بطون و ظهور ؛ تمام و كاملتر است .
579 / 4 و وجه چهارم دقيقتر از وجوه سهگانهء پيشين است و به اعتبار جلال او سزاوارتر است ؛ و آن احكام وحدت او است كه عين تعيّن اوّل و احوال او است كه در غيب ذات وى پنهان است و حكمش بر اسماء و صفات و بر هر كثرت و تعيّن و ظهور و تجلى برتر و بالاتر است ، و از آن جهت دقيق است كه اعتبار كثرت در محل استهلاك و پنهان بودن آن مىباشد ، پس آن به اعتبار جلال او سزاوارتر است ، ولى اين حقايق از باطن خداوند سبحان به ظاهرش ظاهر مىگردد كه تا اعيان حق - همگى خود را - و بعضى بعض ديگر را مشاهده كنند ، چون هر كس همهء آنها را مشاهده نمىكند ، بلكه حاصل از وجود عينى ؛ ظهور هر حقيقت است براى خود و بعضى حقايق مر بعض ديگر را .
580 / 4 و اما ظهور آنها براى حق - بدون ظهورشان براى چيزى از خودشان - در مرتبهء علمى - پيش از وجود عينى ( خارجى ) - حاصل است ، و اين ظهور مشتمل بر خود ظهور و خصوصيّت آن مىباشد ، بنابراين خود ظهور به حسب حكم حق ، از حيث استعدادهاى آنها است ، و خصوصيّات ظهور به حسب احكام تعيّنات آنها است ، پس در هر وجود عينى ؛
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٨٠