فرورفتن در درجات اكمليّت است ، فرورفتنى كه مستلزم استهلاك در خدا باشد ، استهلاكى كه موجب غيب شدن ( محو شدن ) بنده در غيب ذات پروردگارش باشد و ظهور حق از او در هر مرتبهاى از مراتب الهى و كونى در هر حال و فعلى كه از حيث كمال الهى او به او نسبت داده مىشود و يا از جهت اين بنده به پروردگارش نسبت داده مىشود ، و هر كس كه اين حالت او را حاصل شود و به آنجا بيانجامد كه بداند نسبت تمام كون به او نسبت اعضا است به او و نسبت قوا به صورت او ؛ و از مقام سفر به سوى خدا گذشته و از او به خلقش بازگشته و سفر در خدايش - نه تا پايان كه پس از آن حق را وكيل مطلق بگيرد - باقى مانده است ؛ در آن حال مىگويد : پروردگارا ! تو در سفر مصاحب و همراهى و در خاندان ( من ) خليفه و جانشين ( من ) هستى ، مرا در سفرم در تو كافى هستى و عوض از من و از هر چيزى هستى و نيك وكيلى مىباشى - و ستايش مر خداى جهانيان را - پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
576 / 4 و اهل اين مقام جامع كه كاملان و همرديفان آنان از متمكّناناند ، بين دو دستهء اولىاند ، چون اينان عالم را آنگونه كه اهل شهود حالى نفى مىكنند ؛ نفى نمىكنند ، و آنان دستهء دوماند كه جهت تعدّد و اسباب آن را نمىدانند و عالم را آنگونه كه محجوبان اثبات مىدارند ؛ اثبات نمىدارند ، و آنان دستهء اولاند كه مطرح نظرشان نخست و بالذات حجاب بودن حقايق است و دوم و به واسطهء آنها ( حقايق ) و از آن سوى آنها حق سبحان است - البته به حسب آنها ( حقايق ) - پس در واقع مرئى آنان ؛ آنها ( حقايق ) اند نه او ( تعالى ) - البته به حسب پندارشان و از حيث تنزيه او از احكام منافى توحيدشان - سپس « كل » بين آن دو واسطه است ، با اينكه به حق سبحان - به « الاه » بودن و استناد اثرگذارى و حقيقت وجوب به او - و به عالم - به مألوه بودن و استناد اثرپذيرى و عدم بودن امكانى به آن - اعتراف دارند ، سپس ارتباط بين آن دو به واسطهء دو آينه است از دو طرف ؛ و با امتيازشان بين حق ؛ به احديت ذات مطلق او و بين غير او ؛ به فزونى مظهريات اسماء و صفات او بطور تفصيل و اجمال مىباشد ، و يا بين حق ؛ به احديت جمع و وجود و بين غير او ؛ به تفصيل احوال ذاتى او و تحصيل شئون صفاتى او ؛ و ثبوت امتياز از جهت آنچه كه در صدق اصل تميّز كافى است مىباشد . پس وحدت وجود در همگان - از حيث حقيقت احديت او - منافى تعدّد او از حيث مظاهر نسبتهاى او و مجالى
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٧٩