تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
« خلق » است كه تعيّن عينى وجودى او صورت تعيّن علمى نسبى او ؛ و بلكه صورت تجلى احدى - به حسب استعداد تعيّن علمى - مىباشد ، و « حق » است بدون حلول و اتحاد و انقسام كه به احديّت حقيقى دائمى ثابت است - اگرچه در حال لحوق احكام باشد - و نيز در او ؛ امتيازى است غير آن‌چه از امتياز حسّى و يا خيالى و يا مثالى كه به واسطهء ثبوت و تحققش تعقل مىشود ، البته اگر ما عدم حسّ و يا ذهن و يا خيال را كه عبارت از امتياز دادن بين شئى از جهت نفس ذاتش و بين او تعالى از حيث صور نسبت‌ها و صفاتش است فرض كنيم . 581 / 4 و در او وحدتى است غير آن‌چه كه از وحدت عددى جنسى و يا نوعى و يا شخصى و يا وصفى و يا ذاتى منطقى و يا عرضى و يا غير اينها فهميده مىشود ، و در او كثرتى است غير كثرتى كه مقابل وحدت است ، بنابراين وحدت اطلاقى او وحدتى است كه نه مقتضى وحدت عددى است و نه منافى كثرتى كه مقابل وحدت است ، بلكه بر حال خودش ؛ با هر تعيّن و امتياز دادن و كثرت و وحدتى باقى است ، پس نسبت بين مطلق و مقيداتش ؛ و بين باطن و صور ظاهرش را بفهم ، و كار حق را محدود در آن‌چه كه به گوشت خورده مكن ؛ يعنى اين كه با خلق مباينت و دورى دارد ، و منحصر در آن‌چه كه ديده مىشود مكن ؛ يعنى اين‌كه محصور و محدود در برخى ( از مقدسات ) است ، مانند محدود كردن مسيحيان ( خدا را ) در حضرت مسيح عليه السلام كه گويند : خدا همان مسيح فرزند مريم است ، و اين بيان شگفتى است ، يعنى نسبت به كسى كه از مرز حدود اطلاق حق گذشته باشد و يا نزد خداى رحمان وجه معروف و محصورى اتخاذ كرده باشد ؛ دور است ، و نسبت به كسى كه از مرز حدود نگذشته باشد و نزد خداوند عهدى نداشته باشد ؛ نزديك است ، بلكه به ذات و حقيقت ؛ سرور و سيّد است و به فعل و شريعت و حال و طريقت بنده .

اصل چهاردهم در تعيّن صورت كرسى - پس از تعيّن صورت عرش -

582 / 4 گوييم : سپس از حق - چون مبدأ هر ظهورى است - و به او - يعنى به واسطهء تجلى او كه سارى در مراتب است و به واسطهء آن‌چه كه پيش از اين گفته شد - مراتب الهى و