تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
حيث اين حقايق ظاهر در آنها است ، و جهانيان در مشاهدهء حق تعالى از اين مجالى بر سه دسته‌اند : 552 / 4 دستهء اول محجوبان و پوشيدگان از حق‌اند ، چون حق را از آن سوى حجابيت و پردهء اين حقايق و امثال آنها مشاهده مىكنند ، ولى مشاهدشان به حسب اين حجاب‌ها و پرده‌ها است - نه به حسب حق - و مىپندارند كه معلوم ايشان همين حقايق ( موجودات ) است و ديده شدهء آنان صور اين حقايق و موجودات است ، و پندارند كه حق تعالى نه ديده شدنى است و نه معلوم ؛ جز علمى اجمالى كه مستند آنان در وجودشان است و آن اين‌كه او يگانه و يكتا است - و امثال اين از احكام تنزيه - براى اين‌كه در توحيدشان مفاسد و تباهى راه نيابد ، و اينان اگر افعال اختيارى را به خداوند - جز به اعتبار خلق كردن او مر وسايط را و مقدّر كردنش آنان را بر آن‌ها ( وسايط ) - استناد ندهند ؛ قابل گفتگو نيستند و با آنان سخنى نداريم ، چون اينان در حكم مشركانى هستند كه مىگفتند : فلان ستاره براى ما باران آورد . 553 / 4 شيخ اكبر رضى الله عنه در كتاب عقلة المستوفز گويد : اين‌ها اسباب ( جمع سبب ) هايى هستند كه خداوند به واسطهء آن‌كه پيش از اين در علمش رفته ؛ آنها را قرار داده و بندگانش را بدان‌ها مىآزمايد ، پس هركس كه فعل را بدان‌ها نسبت دهد به آنها مؤمن است و به خدا كافر ، و هركس فعل را به خدا نسبت دهد به خدا مؤمن است و بدان‌ها كافر ، چون شرع و عقل هر دو دلالت دارند كه جز خدا فاعلى نيست و حديث باران دلالت بر اين دارد كه فرمود ( ص ) : آيا مىدانيد پروردگارتان چه فرمود . . . تا پايان حديث « 1 » . 554 / 4 و اگر تمامى افعال را از جهت خلق به خداوند ؛ و از حيث كسب به واسطه استناد دهند ؛ يعنى به واسطهء نسبت دادن فعل به خداوند - به حكم ايجاد و ابداع - و به مخلوق - به حكم توجه و برانگيختگى و كسب - از اين حديث اين چنين برمىآيد كه او مؤمن به خدا و ستارگان است ؛ به واسطهء موافقت او مر حق تعالى را در نسبت يافتن فعل به ما - با اين‌كه او خالق آن است - .
هامش
( 1 ) - سخن شيخ اكبر - ابن عربى - رضى الله عنه اين‌جا پايان مىپذيرد . م