532 / 4 حال گوييم : نكاح دوم منتهى به مقعّر و فرورفتگى فلك ستارگان مىگردد ؛ و آن يكى از دو وجه اعراف است كه رو به جهنّم دارد ، و آن بر قول مشهور كرسى و فلك ستارگان است و از افلاك ثابت ؛ بر قول شيخ اكبر رضى الله عنه ؛ چنانكه گفته : محدّب و برآمدگى آن زمين بهشت است و مقعر و فرورفتگى آن سقف جهنم ، و عالم رضوان بين آن و بين فلك بروج است كه فوق آن قرار دارد ، و در آن رضوان ؛ خازن بهشت مقام دارد ، و اين نيز از وجهى و به اعتبارى است ، براى اينكه اجتماع ارواح نورى در نكاح دوم از جهت توليد كونى و وجودى است نه مطلقا ، چون آنها به واسطهء توجهات نورىشان عالم مثال را پديد آورده و توليد مىكنند و به سبب توجهاتشان از حيث صور مثالى عالم اجسام بسيط را پديد آورده و توليد مىكنند ، و دو توليد در اينجا پايان مىيابد .
533 / 4 اما توليد درياى عالم مثال مطلق ؛ آن بين عالم ارواح و اجسام است و بزرگترين آن در بين افلاك ثابت مذكور ظاهر مىگردد ؛ و اگرچه هيچ مرتبهء طبيعى از حصص و بخشها و نهرهاى آن خالى نيست .
534 / 4 اما توليد اجسام بسيط : اجسامى كه بر آنها حكم وحدت و بساطت غالب است ؛ به طورى كه دائمى و ثابت گرديدهاند ؛ به واسطهء نهايت لطافت جسمىشان قابل خرق و التيام ( شكافتن و به هم برآمدن ) نيستند ؛ يعنى بر اساس جواز تداخل بين اجسام اين چهار مذكور ، و افلاك ديگر نزد ما مركب از عناصر چهارگانهاند ، از اين روى شريعت خبر از درنورديدن و شكافتن آنها داده ؛ برعكس آنچه اهل نظر - به دو دليلى كه فساد آن دو پيش از اين دانسته شد - مىپندارند .
535 / 4 سپس امر ايجاد به صورت ترتيب به اجتماع عناصر - براى توليد مركبّات عنصرى كه نكاح سوم از جهت توليد كون است و چهارم از جهت مطلق نكاح - فرود مىآيد ؛ تا آنكه منتهى به مرتبهء پنجمى كه جامع وجوه چهارگانه است و اختصاص به انسان دارد مىشود ؛ كه در پايان به صورت كل ؛ در مقام جمع احدى - كه پيش از آن نه اوّليّتى و نه غير اوّليّتى تعيّن نيافته و تنها « عما » است و بس - ظاهر مىگردد .
536 / 4 و مىشود در توجيه و توضيح اين مقام گفت : نكاح اوّلى كه عبارت از اجتماع
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٦٦