تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
حقايق در مرتبهء روحى براى توليد ارواح نورى است - در مرتبهء هباء و طبيعت - به حيث ذات كلى آن دو منتهى مىشود ، اگرچه از حيث جزئيات آنها كه نسبت‌ها و اشعات آنند و در مقام حدوث هر قابل و استعداد جزئى مجعولش از آن پديد مىآيد منتهى نگرديده باشد ، و همين‌طور است نكاح دوم كه عبارت از اجتماع ارواح نورى است براى توليد صور مثالى و اجسام بسيط ؛ كه در مقام تعيّن فلك ستارگان - از وجهى غير وجه ديگر - پايان مىپذيرد ، براى آن‌كه آن‌چه بعد از آن از آسمانىها و اركان است ؛ مركب از وجهىاند - اگرچه از وجهى بسيطاند - به دليل آن‌چه كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بيان داشته و ما آن را پيش از اين در مبحث تقسيم عالم نقل كرديم ، در آن‌جا آسمان‌هاى هفت‌گانه و اركان چهارگانه را متوسط بين آن‌چه كه حكم روحانيت بر آن غالب است - مانند عرش و كرسى - و بين آن‌چه كه نسبت جمع براى كمال ظهور تفصيلى بر آن غالب است - مانند مولّدات سه‌گانه - قرار داده است ؛ البته پس از آن كه اين سه را اقسامى متوسط بين آن‌چه كه جانب وحدت و باطن بر آن غلبه دارد - مانند ارواح - و بين آن‌چه كه جانب كثرت و ظاهر بر آن غلبه دارد - مانند تفاصيل اجسام مركب - قرار داده ، بنابراين سخن ما كه گفتيم : از وجهى غير وجه ديگر ، اين قيد پايان است نه قيد اول و دوم بودن ، جز آن‌كه ( حضرت شيخ قدس سره در مفتاح ) قسم سوم را به لفظ چهارم بيان داشته ، اين اشاره است به نكاح اسماء ذاتى در غيب ؛ براى توليد صورت وجودى و مرتبهء « عما » . 537 / 4 بدان كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير « بسم الله » گفته : چون مراتب اسماء در مرتبهء جامع ( انسان كامل ) تعيّن پذيرفت و براى آشكار ساختن مظاهر خود و آن‌چه كه بدان كمالات آنها تمامى مىيابد توجه كرد ، از پى آن صورت وجود عام به « رحمان » ظهور يافت ، يعنى به صيغهء مبالغه ، به واسطهء عدم موقوف بودن عموم آن بر شرطى عملى و يا كوششى عملى ، برعكس ديگر آن از اسماء ، و ظهور مثال و مستواى او ( رحمان ) است كه عبارت از عرش محيط و اولين صور ظاهر شونده ؛ است ، ( و اين عرش يعنى تخت ) مناسبت با تكيه زنندهء بر آن - در احاطه و عدم محل و مكان - دارد ، اين آگاهى است بر اين‌كه مظهر ؛ با اين‌كه صورتى مجسّد و مركب است مكان ندارد ، پس تكيه‌زننده‌اى كه آن را مكان قرار داده و احاطهء بدان دارد به طريق اولى از مكان بىنياز است ، سپس دو قبضه به حكم دو نسبت - كه تعبير از آن