است . غوث اقطاب حضرت شيخ كبير رضى الله عنه در فصوص گويد : در نزد مؤمنان و اهل كشف خلق معقول است و حق محسوس مشهود ، و به غير اين دو صنف بقيه ؛ حق نزدشان معقول است و خلق محسوس مشهود .
519 / 4 و از آن جمله ( شبهات ) اينكه : وجود نسبت به جزئيات ذاتى است و نسبت به كليات با واسطهء آنها است ، پس جزئيات سزاوارتر به وجوداند .
520 / 4 جوابش اينكه : اين سزاوارى درست نيست و بلكه كار برعكس است ، يعنى به واسطهء استمرار وجود نوع - بدون شخص - چون گاهى نوع در خارج بدون تمام اشخاصش - نزد قائلان به مثل - موجود مىگردد ، با اينكه تشخص تعيّن نسبى او تابع او ( شخص ) است ، پس چگونه سزاوار به تحقق است ؟
521 / 4 و از آن جمله اين كه : اگر وجود مطلق واجب باشد ؛ بايد واجب داراى جزئيات متعددى باشد و اين شرك است .
522 / 4 جوابش اينكه : از صدق واجب الوجود به ذات خود بر وجود ( مطلق ) صدق او بر جزئياتش لازم نمىآيد ، به واسطهء بىنتيجه بودن شكل اول و جزئيه بودن كبرا .
523 / 4 و از آن جمله اينكه : وجود مطلق منحصر در يك شخص نيست ، در حالى كه واجب الوجود به ذات خود منحصر ( در يك شخص حقيقى ) است .
524 / 4 جوابش اينكه : نزد ما كلى كبرا درست نيست ؛ لذا به واسطهء بىنتيجه بودن شكل دوم و جزئيه بودن كبرا نتيجه نمىدهد .
525 / 4 و از آن جمله اينكه : اگر وجود مطلق واجب باشد بايد براى تمام موجودات غير خود هم ذاتى باشد ، و چون نسبت به آنها عرضى است پس نياز به آنها دارد و در نتيجه ممكن است و اين خلاف فرض است ، و اگر ذاتى باشد جنس است ، چون او در اين صورت اعم ذاتيات است ، لذا جنس عالى است ، و يكى بودن جنس عالى محال است ، چون او اگر جوهر باشد جنس اعراض نمىشود ، بلكه جوهر جنس او مىشود و برعكس ، در اين صورت وجود مطلق واجب نمىشود .
526 / 4 جوابش اينكه : او اگر جوهر باشد جنس اعراض نمىشود بلكه جوهر جنس او
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٦٤