آمدهاند ، براى اينكه ما گفتيم آن ( وجود مطلق ) در ذات خودش ؛ در هر متعيّنى غير متعين است و هر تعيّنى نسبتى از نسبتهاى آن است ، بنابراين شدت و ضعف در ظهور آثار آن است - به حسب نسبتهاى مختلف آن حسب اختلاف قابليات - اما به حسب ذاتش : هر چيزى در آن همه چيز هست ، و اين نزد من تحقيق در هر حقيقتى مىباشد .
505 / 4 ششم اينكه : محقق طوسى آنان ( يعنى مشائيان ) در شرح اشارات ( ابن سينا ) گفته : صادر از فاعل همان وجود است ، ولى ماهيت لازم وجود صادر است و در خارج تابع آن ( يعنى وجود ) است و در عقل متبوع آن مىباشد . اين سخن صريحى است بر اينكه وجود امرى حقيقى ( و اصيل ) است و ماهيت اعتبار عقلى مىباشد ، بنابراين موجودات خارجى در مقام تحقيق يك چيزاند كه آن مطلق وجود است و ماهيات هيئآت و شكلهايى براى آن وجود مطلقاند كه در مقام تعقل به واسطهء ماهيات ، وجودات خاصه كه اعيان و موجودات خارجىاند اختلاف پيدا مىكنند .
508 / 4 و اما شبهات يازدهاند :
509 / 4 از آن جمله اين كه گفته شد : آن ( وجود مطلق ) طبيعت مشكك است و عرضى و معلول معروضات است .
510 / 4 جوابش گذشت كه : تشكيك در نسبتهاى آن است ( نه در ذاتش ) .
511 / 4 از آن جمله اينكه : آن صفت براى ماهيت است و صفت نياز به موصوف دارد و نيازمند به غير ممكن است .
512 / 4 جوابش اينكه : صفت موجوديّت عبارت از نسبتش به ماهيت است ؛ و نسبت صفت را براى هر دو منتسب - به دو اعتبار - درست مىكند ، و گرنه در واقع ماهيت صفت آن است .
513 / 4 از آن جمله چيزى است كه جوابش از پريشانگويى ايشان ظاهر و روشن است و آن اينكه : وجود امرى اعتبارى است ، چون اگر براى موجود ثابت و محقق بود ؛ از وجود موصوف تأخر داشت و در نتيجه از خودش متأخر بود . ( جواب اينكه : ) مقتضى پيش بودن وجود موصوف ؛ صفتى است غير وجود ، اما وجود - با او است - . و از آنچه كه باز جوابش
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٦٢