و گرنه نه صورتپذير بودند و نه متمايز و جداى از هم و نه مىشد بر آنها به احكام مختلف حكم كرد ، پس در عالم ديگرى وجود دارند ( يعنى صورت آينه به قول اشراقيان ) و آن عالم همان عالم مثال معلّق است .
496 / 4 مشائيان بر اين رأى اعتراض كردهاند و نخست گفتهاند : آنچه كه در آن صورت عالم رسم و نقش مىشود - مانند چشم و يا مغز - جايز است كه به اقسامى چند كه برابر اقسام عالم از جهت عدد و يا شكل - نه مقدار - است تقسيم گردد و مقادير صور خيالى به حسب مقادير اجزاى محل و اوضاع بعضى از آنها نسبت به اوضاع بعض ديگر - مانند اوضاع متعلقات خارجى آنها - مىباشد ، لذا نسبتهاى مقادير آنها مانند نسبتهاى مقادير خارجى آنها است ، و به اين ؛ فرق بين بزرگ و كوچك و غير اين دو گذارده مىشود .
497 / 4 دوم اينكه : صورتى را كه ما بدان آسمان را مىبينيم كوچكتر از آن نيست ، چون ما آن را همانگونه كه هست مىبينيم ، و اين صورت عرض است و قابل آن هيولى ، و آن هم مقدار كوچك را پذيرا است و هم بزرگ را ؛ چيزى نيست ( يعنى سخن درستى نيست ) چون آن جز با بيان سبب تفاوت دو مقدار صورت ذهنى و عينى تمامى و كمال نمىپذيرد ، و اين در آن چه كه بيانش را كردهايم آمده ، براى اينكه انكار كوچك بودن صورت خيالى از صورت آسمان عينى عناد و ستيز است ، در حالى كه سخن در سبب حكايت كردن آن ( آينه ) آنگونه كه هست بود ، و ما آنچه را كه پيش از اين بيان داشتيم در خور مقام بود ، چون ستيز در برخى از مقدمات چه بسا موجب سستى اعتقاد شده و سبب گرايش به عقيدهء مخالف ديانت ثابت گردد كه از آن به خدا پناه مىبريم .
498 / 4 سلمينى گويد : چون مثل عقلى اثبات شد ؛ پس وجود مطلق موجود در خارج و مجرّد از تمام محلها و جداى از تمام موجودات مىباشد ، در اين صورت موجودات ( وجودات خاصه ) اضافى عارض بر ماهيات مىباشند .
499 / 4 ( جواب ) : وجود مطلق مطلقا عارض هيچ ماهيتى نيست ، بلكه مجرّد از تمام ماهيات است ، بنابراين موجودى غير ممكن است - پس واجب مىباشد - و پيش از اين آنچه كه كافى و وافى به مقام بود بيان داشتيم . و ما را بيش از اين نرسد كه وجوهى براى اثبات و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٦٠