اصل يازدهم [ در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شدهء از اثر اول . . . ]
در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شدهء از اثر اول كه عبارت از وجود عام است و نيز بقا و فناى آنها به طورى كه نخستين چيزى كه در عالم تسطير تعين پذيرفت قلم گشت و سپس لوح و بعد از آن آنچه كه پس از برانگيخته شدن آن دو برانگيخته شد 412 / 4 گوييم : صورت اثر اول عبارت از وجود است از حيث ظهورش براى خودش و گسترشش بر حقايق كونى ، در حالى كه آن حقيقتى الهى است كه در مرتبهء احديت جمع متعين مىباشد ، و در تعيّنش جمعيت اسماء ذاتى الهى وجوبى - يعنى « عماء » ربوبى - اعتبار مىشود ؛ اگرچه اعتبار « عماء » عبوديت را از حيث مرتبهء امكانى - به واسطهء تقابلش با آن - در بردارد ، چون آن جمعيت احديت ذات است ؛ اگرچه كثرت نسبى - به واسطهء آن تقابل - به آن ( وجود ) الحاق شده است ، بنابراين اختلاف موجودات منشعب شدهء به واسطهء تعينات متعدد از آن - با احديتش در ذات خود - بازگشت به اختلافات قوابل دارد نه به اختلاف و يا تعددش در ذات خود ( وجود ) .
413 / 4 سپس گوييم : اين تجلى سارى در حقايق عالم - چه بالا و چه پائين - كه تعبير از آن به فيض و امداد الهى شده و مقتضى قوام و برپايى عالم و بقاى آن است ؛ از غيب ذات حق و مرتبهء احديت جمع ؛ ظهور دائم و پيوسته دارد ، يعنى بر حسب ترتيب واقع در فيض و بر حسب ترتيب قوابل - در مقام تمام استعداد قبول - از حيث موقوف نبودنش بر شرطى و يا موقوف بودنش بر يك شرط و يا بيشتر ، چنانكه پيش از اين گفته شد .
414 / 4 و اين بدان جهت است كه حضرت شيخ قدس سره گفته : تجلى احدى جز نور وجودى نيست ، و از حق تعالى به ممكنات - پيش از وجود يافتن و پس از آن - غير اين ( نور وجودى ) نمىرسد و بقيه هرچه هست احكام ممكنات است ، و چون وجود براى غير حق ذاتى نيست ، لذا علم در بقاى خودش نياز به اين امداد وجودى احدى و يگانه - بدون انقطاع - دارد ، چون اگر يك لحظه و چشم به هم زدنى قطع گردد ؛ عالم به يك بارگى نابود مىگردد ، براى اين كه حكم عدمى لازم آن است و وجود ، عارضش . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .