تا اين راز در مرتبهء بعدى به صورت معدن و نبات و حيوان - تا بىنهايت - آشكار و ظاهر شود .
419 / 4 اين حكم تناسب بود ؛ اما حكم تنافر اقتضاى عكس حكم تناسب را دارد ، مانند مرگ كه عبارت است از جدايى بين ارواح و ابدان و نابودى و عدم ، كه جدايى صور پديد آمدهء از اجتماعات اجزاى جسمانى ؛ و يا حقايق و قواى روحانى مىباشد .
420 / 4 سپس گوييم : هر جمعيّتى از اين جمعيّتهاى كلى و يا جزئى كه آشكار كنندهء صور وجودىاند داراى دو نوع حكم و اثراند .
421 / 4 يكى از آن دو حكمى است كه اشعار و اشارهء به مناسبت بين آن و بين اجزاء و يا حقايقى دارد كه اين صورت وجودى از اجتماع آنها آشكار و ظاهر شده است ، مانند آثار داروها - از حيث كيفيات آنها و به حسب درجات چهارگانهشان - و مانند اخلاق و خوهايى كه در فرزند - از آنچه كه پدر و مادرش بدان متصفاند - ظاهر است ، و اين امر چون مورد ادراك هر كس هست هيچ يك از اهل نظر و كشف آن را انكار نكردهاند .
422 / 4 و حكم دوم حكمى است كه هيچ كس نسبت و سببش را نمىداند و يا مشخصا بر آن آگاهى ندارد - اگر چه مجملا آن را ادراك مىكند - و اين مانند اثرى است كه پزشكان آن را حاصل به خاصيت - نه حاصل به كيفيت - مىنامند ، و مانند حالاتى كه در فرزند ظاهر و آشكار است و بر عكس حالات پدر و مادرش مىباشد ، براى اينكه آن حكم تجلى خاص است كه به اين جمعيت خاص تعين يافته است ، و از آن به وجه خاصى كه از حق سبحان در هر موجودى هست و تنها محققان - به واسطهء پنهان بودن نسبتش - مىدانند تعبير شده است .
423 / 4 تحقيق آن اين كه : هر موجودى داراى حقيقتى است كه آن عبارت از كيفيت ثبوت آن موجود است در علم خدا ؛ به طورى كه هيچ واسطهاى بين آن و بين حق تعالى نباشد ، براى اين كه مرتبهء علمى پيشترين و قديمترين مراتب است و آن اصل و كانون اثر گذارىها است و همان است كه تجلى احدى را با تعيّناتش مقابله مىكند و بر آنها به حسب استعداداتشان افاضه ( وجود ) مىكند ، و در آن معيّت الهى و قرب اتم كه برتر از قرب وريدى است وجود و تحقق دارد ، زيرا قرب وريدى همسايه حقيقت جسمانى است كه بين دو وجود جدا و دور از هم است ، و اين ( قرب اتم ) همسايهگى معنوى اعتبارى بين شئى و تعيّن علمى آن
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٣٧