368 / 4 سپس سايهء تعينات وجود است بر موجودات در مرتبهء ارواح و مثال و حسّ ؛ از عين ( چشمه ) ظاهر وجود روحانى ؛ براى تحقق و ثبوت تمام كمال اسمائى .
وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
، يعنى : و اگر مىخواست آن را ساكن قرار مىداد ( 45 - فرقان ) يعنى سايهء اول و دوم را ، و خداوند متعال اگر آن را در مراتب كونى امتداد نمىداد ؛ كار - نسبت به او تعالى - تمام و كامل بود ، چون او بىنياز از عالميان است ، و اين امتداد دادن از جانب او به صورت اختيار است نه بالذات - همچنان كه بىدينان ملعون مىپندارند « 1 » -
ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا
، يعنى :
سپس خورشيد را دليل و راهنماى آن قرار داديم ( 45 - فرقان ) يعنى بر امتداد دادن سايه ، چنان كه فرموده :
وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى
، يعنى : مثل و الا خاص خدا است ( 60 - نحل ) -
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
، يعنى : سپس آن را به گرفتنى آسان سوى خويش باز گرفتيم ( 45 - فرقان ) يعنى به گونهاى سبك و خفيف كه چگونگى آن قابل ادراك نيست ، مانند بازگشت وجود در هر لحظهاى به اصل خويش ، چون آن ( سايه ) عارض بر حقيقت است و به جاى آن در مقام بدل و مانند - در خلق جديد كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده :
بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
، يعنى : بلكه آنان از خلق جديد در شبهه و شكاند ( 15 - ق ) - قرار گرفته است ، مانند بازگشت غذا و روغن ( چربى ) - به واسطهء تحليل - از بدن ؛ و ( نفت ) چراغ ؛ به آنچه از اركان كه از آن پديد آمده و قرار گرفتن بدل ما يتحللّ به جاى آن ؛ به تدبير و تقدير پروردگار دانا و حكيم .
369 / 4 گويم : اينجا از بيان مؤيد الدين جندى بهرهمند مىشويم كه گفته : بدان كه عالم در مقام تركيب و امتيازش مانند انسان است ، از اين روى همگان به آن « انسان كبير » و به انسان « عالم صغير » مىگويند و محققان بر عكس اين مىگويند ، براى اين كه انسان از دو جوهر تركيب يافته كه آن دو ؛ جسم و روح اويند ، جسم جوهرى است متحيّز و جاگير ، تاريك و كدر و سنگين و اثرپذير و متغيّر بوده ؛ و روح متّصف به ضد اينها مىباشد ، يعنى نورى است از جانب حق تعالى كه اولى ( يعنى جسم ) را از تاريكى و انبوهى و مادى و مرگش رهايى بخشيده و به حيات حقيقى و بساطت وحدانى خودش مىرساند ، خلاصه آنكه از خصايص و ويژگىهاى
هامش
( 1 ) - يعنى مىپندارند كه بالذات است . م