اثربخشى الهى كه هست ؛ و نيز جهت علم و آنچه از معلومات ممكنى اثرپذير كه بدان تعلق دارد مىباشد ، از اين روى صدور فرمان « كن - باش » و قبول « فيكون - در دم وجود يافت » جز به مفاتيح نسبت داده نمىشود ، ولى آن سوى پرده و پوشش اسم « قائل » و تعيين حقيقت قابل در مرتبهء دوم است ، پس فرمان از او آغاز شد و به او باز مىگردد .
365 / 4 و نخستين چيزى كه امر وجود و تكوين را پذيرفت حقيقت قلم اعلا بود كه نسبتش به برزخيت نخستين و اسماء ذاتى ثبوتى - مانند واحد - قوىتر بوده است . و در رتبه و مقام او ( يعنى حقيقت قلم اعلا ) مهيّماناند كه نسبتشان به سلبيت - مانند فرد - سزاوارتر است . سپس - به واسطه قلم - حقيقت لوح محفوظ است كه نسبت مظهريتش به برزخيت دوم شديدتر است ، لذا تعين آنان ( مهيّمان ) در مرتبهء ارواح است و تعين آنچه كه لوح بر آن اشتمال دارد از تفاصيل صور روحانى است . و نيز اتصاف آنان به وصف خلقى مىباشد ؛ يعنى به حكم مقابل بودن مذكور در مرتبهء « عمايى » در مقام توجهات و اجتماعات ( نكاحات ) اسمائى ؛ و به حكم انعكاس اشعه از مقام وجودى كه بر احكام اين حقايق متبوع - بهگونه هيئت و شكلهاى روحانى و بساطت و پاكى آنها و اين چيزها كه نسبت به خلق دارد - تابيده شده ؛ و هيئت و شكلهاى اجتماعى ( نكاحى ) از ميان اين اشعهء تابيده شده مىباشد .
366 / 4 اين احكام است كه به نام قلم اعلا و ارواح مهيّم و لوح محفوظ ناميده شده است و پس از آن ظهور آنها - با آنچه كه در بردارند - و وجود يافتنشان مىباشد كه مانند وجود يافتن صورت شعاع است كه بر آبى صاف تابيده شده و از آنجا بر ديوارى برّاق انعكاس يافته باشد . در اين صورت آب ؛ مانند حقيقت قابل است و ديوار مانند مرتبه ، و اين تمثيلى است كه تنها از برخى جهات مطابقت دارد ؛ و گرنه حقيقت كار بسيار دقيقتر از اين است و آن را جز اندكى از بزرگان درك نمىكنند ، و بيان الهى به گونهاى به اين امر اشاره دارد كه :
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
، يعنى : آيا نديدى كه پروردگارت سايه را چگونه امتداد داده است ؟ ( 45 - فرقان ) يعنى امتداد سايهء اسماء ذاتى در تجلى اول است كه او « رب » محمد صلى الله عليه و آله مىباشد .
367 / 4 پس از آن سايهء تجلى دوم است با آنچه از حقايق الهى و كونى - چه اصولى و چه فروعى - كه اشتمال بر آن دارد .