در آن ( ماده ) و بطون و غيب در حق - لذا نسبت ذات واحد به واسطهء تعدّد اعتبار تو تعدد مىپذيرد - نه مطلقا -
336 / 4 و اگر مشهود تو حق واحد احد باشد ؛ نه قيد و عدد ؛ گويى : همو ظاهر است و همو باطن ، و چون نظر به تعدّد كونى داشته باشى و كثرت - به واسطهء الفتت با حسّ - ترا از وحدت بپوشاند و مشاهدهء وحدت ؛ از حيث ذات او در كثرت ؛ و مشاهدهء كثرت در وحدت ؛ از حيث نسبت و اعتبارات آن - به واسطهء عدم توانائيت در شهود - ترا غير ممكن باشد . گويى :
صورت از عالم شهادت است و معنى از عالم غيب ، و وجود واحد را دو چيز قرار مىدهى ؛ با اينكه عين واحد است و بازگشت به امر واحدى دارد كه آن تجلى احدى ذاتى و نفس رحمانى سارى با احديت خودش مىباشد .
337 / 4 و از خواص آن اينكه اين صورت وجودى مطلق ؛ آينهاى است قابل و پذيراى ظهور احكام تعينات امكانى و اختلافات عينى كه مشتمل بر صورتهاى علمى آنها است ، و نيز براى ظهور مقتضيات برترى و تفاصيل استعدادى كه مجمل و كليات آنها غيب و تفاصيل و جزئيات آنها شهادت است مىباشد .
338 / 4 خلاصه آنكه « عما » به واسطهء آنچه از مادهء امكانى كه اشتمال بر آن دارد مانند آينهاى است كه قابل و پذيراى صور وجودى كونى منبسط بوده ، و نيز مطلق صورت وجودى آينهاى است براى ظهور تعينات امكانى و صور استعدادى ، و به اين دو آينه كه بارها از تفسير - از بيان حضرت شيخ قدس سره - نقل كردهايم اشاره است كه گفته : تو آينهء اويى و او آينه احوال تو .
339 / 4 پس حق سبحان با احديت ذاتى خود و تعدد دو نسبت ظهور و بطون خود - از حيث تجلّيش - همانطور كه در باطنيت ظاهر خود مرتبهء وجوب را با آنچه از حقايق اسمائى و صفات ربوبى كه دربردارد مىداند ، همينطور در ظاهريت باطن خود ؛ از آن جهت كه آن ( ظاهريت ) مجلاى ( باطن ) او و محل نفوذ و جريان قدرت و مقدرات اوست كه از باطنش بدان ( ظاهر ) متوجه است ؛ مرتبهء امكان را با آنچه از اعيان كه دربردارد و از هم به امتياز علمى ازلى امتياز دارند ؛ و نيز احوال اين اعيان را ؛ مشاهده مىكند ، چون آنها حقايق ممكنىاند و مانند نفس اعيان علمى ؛ لازم آنها ( احوال ) اند ، يعنى به واسطهء همراه بودن حكم هر عينى بر
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤١٣