در جلال جمال خودش براى آنها تجلى كرده ؛ در او سرگشته و حيران شده و از خودشان غايب گرديدند ، لذا نه خودشان را مىشناسند و نه غير حق را ، و معرفى آنان پيش از اين گفته آمد و اينان در رتبهء عقل اولاند ، جز اينكه نسبت آن ( عقل اول ) به مظهريت اسماء ذاتى ثبوتى - از تعين و تجلى اول - به « واحد » قوىتر است و نسبت مهيّمان به اسماء ذاتى سلبى - از آن دو - به « فرد » سزاوارتر است .
343 / 4 اما قلم اعلا ؛ پيش از اين گفته شد كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته :
حقيقت قلم اعلا عبارت است از معنايى كه جامع معانى تعيّنات امكانى بوده كه حق تعالى قصد آشكار كردن ( و يا جدا كردن ) آنها را از ميان ممكنات بىنهايت داشته ، و آنها را در ظاهر صفحهء نور وجودى - به واسطهء حركت غيبى ارادى و به موجب حكم علمى ذاتى - نقش كرده است . و لوحها و اوراق مانند صفحهء نور وجودىاند .
344 / 4 و مركب مدادى كه به قلم اتصال دارد نظير وجود متصل است به آنچه كه حق تعالى قصد آشكار كردن ( و يا جدا كردن ) آنها را از مطلق ممكنات بىنهايت داشته است . و نوشتن عبارت است از آشكار كردن احكام تعيّنات كه در نفس حق مرتسم است و از آنها گاهى به شئون و گاه ديگر به ممكنات و ديگرگاه به حقايق موجودات تعبير مىگردد . و كتابهاى خوانده شده و صور مشهود - چه از جهت حسّ و چه خيال و چه روح و چه مثال - تعينات شئونى است كه تعبير از آنها به ممكنات مىگردد كه قلم ؛ از جمع حاصل شدهء از اجتماع علم و اراده و قدرت و حيات و وجود ؛ آنها را تسطير و نقش كرده است ، و آن بعض آن چيزى است كه به اين جمع - از مطلق غيبت ذاتى - اتصال يافته است .
345 / 4 بنابراين ممكنات عبارتند از حروف اولين - از حيث نقشهاى علمىشان - و آنها از حيث ظهور تعيّناتشان در ظاهر حق - كه صفحهء نور وجودى است - عبارت از كلماتاند . و آيات آن ؛ چيزى است كه دربردارندهء معنى دلالت ؛ به صورت هيئت و شكلى از هيئآت اجتماعى مىباشد . و سورههاى آن چيزى است كه مشتمل بر دستهاى از شواهد است كه تعلق به مرتبهاى از مراتب اسمائى و كونى دارد . و كتابهاى فرو فرستاده شده عبارت است از صور احكام علمى وجوبى و امكانى كه اختصاص به مرتبهاى از مراتب كلى و اهل آن دارد .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤١٥