تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
پروردگارشان مغايرت و ضدّيتى - جز از حيث قدم و احاطه و كمال انبساط و دوام آن و عدم انفعال - ندارد ، چون علم آنان به مقدار آن‌چه كه وسعت دايرهء مقام و برابرى معنوىشان تقاضا دارد مىباشد ، با اين‌كه گفته : نفحه‌اى كلى كه حاوى راز قبول بزرگان مر رنج‌ها و دشوارىها راست ، ولى رنج و سختى كاملان و انبياء و اوليا داراى دو سبب است ، غير آن‌چه علماى رسمى معتقداند : 146 / 4 يكى وسعت دايرهء مرتبهء ايشان است با درستى برابريشان مر مرتبهء حق را از حيث عبوديت كه تعبير به خلافت و ظلّيّت شده ، لذا در مرتبهء الهيت و امكانيت امرى كه آن را سعه و وسعت دايرهء آنان نپذيرد - و نه چيزى را كه منافى استعداد ايشان باشد - وجود ندارد ، با اين كه در قوّه و توان آنان قبول و پذيرش تمام نعمت‌ها و قبول آن‌چه كه غيب حق آن را دربردارد هست ؛ ولى يكى پس از ديگرى ؛ به واسطهء عدم مساعدت و يارى كردن آلت و افزار ، چنان كه گفته‌اند :
اگر زمان او تمام زمانها را كه فراخ‌تر از اين زمان است * بياورد چيز تازه‌اى نياورده است
147 / 4 پس همان‌گونه كه قابليت تام آنان اقتضاى هر خيرى را دارد ، همين‌طور قبول ضدّ شئى را - مادام كه مرتبط به اين نشأهء احاطىاند - اقتضا دارد ، و اين سرّ است كه سبب بيم كاملان است ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : من با تقواترين شما نسبت به خداوندام ، و فرموده او كه :
ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ
، يعنى : نمىدانم با من و با شما چه خواهد شد ( 9 - احقاف ) برعكس حال پيشينش ، زيرا او مادام كه در مراتب اسماء بود مىدانست به او و به غير او - اگر خدا بخواهد - چه خواهد شد ، از اين روى نام‌هاى پيش قراولان ده‌گانه و نام‌هاى قبايل و كسان آنان را ؛ و رنگ‌هاى اسب‌هاى ايشان را پيش از وجودشان به ششصد سال دانست ، و بسيارى از آن‌چه كه در اين مشهد بود نمىدانست ، بلكه دربارهء باد فرمود : و شايد همان‌گونه باشد كه قوم عاد گفته : و در بدر فرمود : پروردگارا ! اگر اين گروه اندك هلاك شوند تو ديگر در زمين پرستش نخواهى شد ، با اين‌كه پيش از اين فرموده بود : زمين برايم آشكار شد . . . تا پايان حديث . 148 / 4 و سبب ديگر كه اقتضاى رنج و سختى دارد كمال عدل است كه بدان آسمان‌ها و زمين برپا است ، و آن از نوع عدل كاملى كه اختصاص به سعادت باطنى اخروى دارد نيست