تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
است ، و تجلى جز در مظهرى و رنگ‌پذيرى به احوال مظاهر امكان‌پذير نيست ، و مخاطب بايد مقيد به استعداد خاص و مرتبه و روحانيت و حال و صورت و موطنى ( خاص ) و غير اينها باشد كه هر يك از اينها - در آن‌چه كه از جانب حق وارد مىشود - داراى اثرى هستند ، پس ادراك ما مر او را جز به حسب ادراك ما درست نيست « 1 » ، اين سئوال و جوابش مستنبط از تفسير فاتحه ( حضرت شيخ قدس سره ) بود . 874 / 3 و اما آن‌چه كه قائلان به علمى بودن اصل ( اسم الله ) بدان چنگ زده‌اند اين است كه ديگر اسماء به آن نسبت پيدا مىكند ، چنان كه مىفرمايد :
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
، يعنى : الله را نام‌هاى نيكو است ( 180 - اعراف ) و اين ( الله ) به نام‌هاى ديگرى توصيف مىگردد ؛ بر عكس اسماء ديگر ، و با اين كه آن دو ( الله و رحمان ) معارض هم‌اند ؛ چنان كه فرموده :
أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
، يعنى : يا رحمان را بخوانيد ( 110 - اسراء ) و فرموده :
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ
، يعنى : بگو ربّ هفت آسمان و ربّ عرش بزرگ كيست ؟ خواهند گفت الله ( 86 - 87 - مؤمنون ) پس همان‌طور كه مىبينى جايز است الوهيت صفت احديت جمعى جامع حقايق مخصوص به ذات پديد آورنده و موجد باشد . 875 / 3 گفته نمىشود : معنى لا إله الا الله يعنى : لا إله فى الوجود ( يعنى هيچ خدايى در هستى جز الله نيست ) مىباشد ، و از آن تمام توحيد مفهوم نمىشود ، چون منافى اين نيست كه در امكان ؛ الهى غير او - مانند خورشيد - باشد ؛ و تمام توحيد بستگى به نفى اين نيز دارد . 876 / 3 چون گوييم : بلكه نفى وجود كافى است ، چون آن از جهت شرع براى رد كردن گمان تعدد - كه از منكران وحدانيت و يگانگى حق سر مىزد - وارد شده و نفى امكان كافى نيست ، چون ثابت براى استثنا شده ( الّا الله ) در آن حال امكان الوهيت است و از آن وجودش لازم نمىآيد ، چون ما وقتى ارادهء آن ( لا إله الا الله ) را كرديم اين معنى و حقيقت را مقدّر مىگيريم كه : لا إله فى الوجودا و الا مكان الا الله ، يعنى : هيچ الهى در وجود و يا امكان جز الله
هامش
( 1 ) - يعنى نه به حسب او ، بنابراين اسمى كه مطابقت مطلق و اطلاق تام داشته باشد ( به حسب ما ) نمىباشد .