نيست ، و در علم اصول ( فقه ) بيان شده كه « او - يا » در محلّ نفى به معنى « و لا - و نه » مىباشد ، پس هر دو سئوال با هم دفع مىشوند « 1 » ، و اين برعكس « و او « 2 » » است چون ( و او ) براى جمع آن دو مىباشد ، پس هر دو سئوال رد مىشوند .
877 / 3 بيان دوم در بيان معنى الوهيت است كه عبارت از اسم مرتبه مىباشد .
878 / 3 گفتهاند : آن عبارت است از حقيقت احديت جمع تمام صفات حسنى « 3 » و اسماء عليا ، و غزالى و بسيارى از صاحب نظران به اين سخن تمايل پيدا كرده و گفتهاند : براى جمعيت اين ( اسم الله ) تصور مشاركتى در آن به هيچ وجه - نه از جهت حقيقت و نه از راه مجاز - نمىرود و ديگر اسماء به اسم « الله » نسبت مىيابند ، و به واسطهء اين دو امر ( يعنى جمعيت و عدم تصوّر مشاركت و نسبت يافتن ديگر اسماء بدان ) شباهت به اين دارد كه همان اسم اعظم باشد .
879 / 3 و گفتهاند : آن احديت جمعيت تمام معانى مذكور « 4 » در اشتقاق اسم « الله » است كه عبارت از ذات اين احديت است ، و اين هنگامى درست است كه الوهيت از لفظ جلاله « الله » اشتقاق يافته باشد ؛ نه از اصول معانى آن ( به واسطه نداشتن جمعيت ) .
880 / 3 و وجه و علتش اين است كه : حق سبحان از آن جهت كه افاضه كنندهء وجود بر هر موجودى هست و مبداء كل مىباشد ؛ داراى رفعت و بلندى ذاتى و مرتبه و شرف و وجود ذاتى است ، نه بلندى به سبب مكان ، بلكه از باب « لاه » به معنى ارتفاع و بلندى يافتن است ، و به واسطهء كمال كبريا و عظمتش از خردهاى بشرى پوشيده است ، يعنى « لاه » به معنى احتجاب و پوشيدگى هم هست ، و او ملجأ و پناهگاه همگان و فريادرس همه است ، چون « إله » به معنى
هامش
( 1 ) - چون از جهت نفى امكان از آن تمام توحيد فهميده مىشود و از جهت نفى وجود از آن وجود الوهيت لازم مىآيد .
( 2 ) - يعنى « او » به معنى يا در فارسى است و در محل نفى به معنى « و لا - و نه » مىشود ، ولى اگر گفتيم : لا إله فى الوجود و الا مكان الا الله ، و او براى جمع مىآيد ، يعنى در وجود و در امكان جز الله نيست و هر دو يك مفهوم تمام توحيد است . م
( 3 ) - چون از جهت نفى امكان و وجود - هر دو - مستلزم نفى امكان است - بدون اين كه موجود باشد - و محتمل است كه ممكن باشد و موجود - از جهت خارج - نباشد ، پس از آن تمام توحيد مفهوم نمىشود . و اما سئوال دوم ، يعنى امكان الوهيت در استثنا شده بدون لزوم وجود ؛ ورودش محل تأمل و پنهانى است ، چون در اين حال براى استثنا شده امكان و موجوديت با هم جمع مىآيد ، پس تأمل كن .
( 4 ) - يعنى از رفعت و احتجاب و ملجأ و تحيّر و وله و غير اينها ، نه احديت جمع تمام صفات و اسماء - چنان كه پيش از اين گفته شد - .