و متكلم » است - البته اگر مراد تعلق آنها باشد - خواه به همه باشد ؛ مانند :
أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
، يعنى : خداوند به همه چيز آگاهى دارد ( 20 - بقره ) و :
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
، يعنى : خداوند بر هر چيزى توانايى و قدرت دارد ( 284 - بقره ) و يا به بعضى باشد ، مانند :
أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
، يعنى : خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاهى دارد ( 29 - لقمان ) و : هو على جمعهم اذا يشاء قدير ، يعنى : خداوند برگرد آوردن آنان - اگر خواست - توانايى و قدرت دارد ( 29 - شورى ) .
808 / 3 سپس گوييم : و اگر از آنها ( اسماء ) معنى اثربخشى و ايجاد و زنده كردن و بردن و ميرانيدن و حجاب و بر طرف كردن حجاب و پرده و امثال اينها فهم شود ؛ اينها اسماء افعالاند .
809 / 3 اگر گويى اينجا سئوالاتى پيش مىآيد :
810 / 3 نخست اين كه شيخ اكبر ( محيى الدين بن العربى ) - كه خداوند از وى خشنود باد - در جدول اقسام سه گانه از ( كتاب ) انشاء الدوائر بيان داشته كه : قهار و محصى و قادر و امثال اينها از اسماء صفاتاند ، و دو تا اولى را در اينجا از اسماء افعال به شمار آورده و سومى را در شرح حديث حكم داده كه آن اسم اعظم - از اسماء افعال - است . و نيز « حسيب - حسابرس » را در جدول از اسماء افعال به شمار آورده و « رقيب - نگهبان » را از اسماء ذات محسوب داشته است و در شرح حديث هر دو را از اسماء صفات - از پردهداران اسم « العليم » - برشمرده ، مطابقت بين اينها ( كه بيان داشته ) چگونه مىشود ؟
811 / 3 دوم اين كه : در اين قسمت يك دسته از اسماء افعال را مانند : تجلى و حجاب و كشف و سرّ و اذهاب ؛ بيان داشته و در جدول بيان نداشته و در اسماء احصاء هم - همان گونه كه در جدول بيان داشته - برشمرده نشده است ، مانند : « رب » كه از اسماء احصاء نيست ، علت اين چيست ؟
812 / 3 سوم اين كه : چرا اسماء را در كتاب مفتاح الغيب به مبادىشان كه صفاتاند توصيف كرده است ، در حالى كه اسماء محمولاتى هستند كه از آنها ( مبادى ) اشتقاق و انشعاب مىيابند .
813 / 3 گويم : شيخ اكبر ( محيى الدين ابن العربى ) - كه خدا از وى خشنود باد - پس از