تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
( يعنى سرّ اين تجلى كلامى ) در هر شنونده‌اى - با رنگ‌پذيريش به حكم حال كسى كه بر وى وارد شده و چيزى كه بدان از مراتب و احكام وقتى و موطنى و غير اينها گذر كرده - ظاهر مىگردد ؛ البته اگر امر الهى اقتضاى سلسله ترتيب را داشته باشد ؛ ولى اگر از وجه خاص به او رسيده باشد جز به حكم ( حال ) كسى كه بر وى وارد شده - و حكم وقت و موطن و مقامش - رنگ نمىپذيرد ، پس كلام در هر مرتبه‌اى جز به واسطه وجود حجابى بين دو متخاطب ممكن نيست ، همان‌گونه كه خداوند سبحان در كتاب عزيزش خبر داده كمترين آن يك حجاب مىباشد و آن نسبت مخاطبهء بين آن دو است . 804 / 3 سپس گوييم : و اگر حكمش - به معنى مذكور - عمومى نباشد ؛ اگر مشعر و مخبر به نوعى تكثّر معقول و يا ملحوظ - يعنى محسوس - است ؛ آنها اسماء صفات‌اند و اشعار به آن داراى وجوهى چند است : 805 / 3 نخست دلالت بر جمعيت نسبت‌ها و تعلقات دارد ، مانند وحدت وصفى كه براى واحد اعتبار مىشود ، زيرا عبارت است از وحدت صفات از آن جهت كه براى ذات است ، و اگر از آن امتياز بيابد ؛ از جهت متعلقات تعدّد مىپذيرد ، مانند اين كه ده چيز ديدنى را به يك ديدن يك دفعه ببيند ، و شكى نيست كه اين وحدت مشعر به كثرت صفات است - اگر چه به اعتبار متعلقات و به تعدّد حيثيات و تعلقات باشد - . 806 / 3 دوم دلالت بر تعلق كثرت - از آن جهت كه كثرت است - دارد ، مانند كثير ؛ فقط از حيث اسماء و نسبت‌ها ، و يا از حيث آثار و صور و مظاهر ؛ و يا مانند محيط ؛ از جهت وجود و علم و تعلق و حكم و ظهور و بطون و معيت ذاتى و قرب و امثال اينها ، ولى از جهت معنايى كه عرفا معلوم است ؛ امّا از جهت حقيقت ؛ هيچ تعدّدى وجود ندارد ، بلكه يك صورت‌اند براى يك حقيقت ، از آن جمله ( اسم ) « المحصى - شمار كننده » است - البته از جهتى - و او كسى است كه در علمش حدّ و مرز هر معلومى و شمار و آنجايى كه بايد برسد كشف و آشكار شده است . 807 / 3 سوم دلالت بر تعلق به مظاهر دارد ، مانند « القهار - غالب و چيره » و « اللطيف - سازگار و مهربان » و « السميع و البصير - شنوا و بينا » و از آن جمله : « حى و عليم و مريد و قادر