تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
يعنى : براى اين كه مرا بشناسند ؛ گرديده است ، و اين محبت را بعينه براى موجودات آشكار مىسازد ؛ يعنى به واسطه كمالات اسمائى كه معرفت ذات بدان‌ها بستگى دارد به آنان مىشناساند ، و نيز به واسطه محبت از جهت محبّ بودن خداوند سبحان به محبّت ذاتى جلالى ؛ و محبوب بودن براى مستكملان ؛ يعنى متوجّهان به سوى او به واسطه نسبت‌هاى اسماء و صفات خود آن‌چه را كه ابدا و آغاز كرده باز مىگرداند ، پس براى اختصاص زندگانى دنيا به ضرورت ؛ و انقسام مرگ به ضرورى و اختيارى - چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : موتوا قبل ان تموتوا ، يعنى : پيش از آن‌كه بميريد خود بميريد - ابداء را اختصاص به محبت خودش داده و باز گردانيدن را معلق به هر دو امر ؛ يعنى محب بودن و محبوب بودن گردانيده ، و چون باز گردانيدن به محبت جلالى تمام موجودات را فرا گرفته فرمود :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
، يعنى : همه چيز جز ذات وى فانى است ( 88 - قصص ) لبيد شاعر عرب زبان گفته :
آگاه باشيد ! هر چه جز خدا باطل است * و هر نعمتى ناگزير از بين رونده و زايل است
665 / 3 براى اين كه همهء موجودات تحت قدرت او - به جهت نيرو و قوت فعلش و ضعف و سستى فعل پذير - مقهور و مغلوب‌اند . 666 / 3 حال گوييم : مظهر قدرت عام ايجادى او و آلت حكمت او در افعال عاديش - نه در مطلق افعالش چنان كه در خلق عرش و ارواح عالى جارى است - و يا آن‌چه كه آلت بودن آن بر روش سنت الهى بر فعل - به واسطه مظاهر - جارى است ؛ نه به سبب عجز و ناتوانيش از اثر گذارى بدون آن - هم چنان كه در مردمان معمول و جارى است - ( عرش مجيد و لوح محفوظ است ) پس بنابر اول « فى » يعنى لفظ فى « 1 » ؛ براى بيان محل آلت است و بنابر دوم « 2 » « فى » براى بيان سبب توسط بودن آلت است ، چنان كه خداوند فرموده :
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
، يعنى : شما را در قصاص بقا است ( 179 - بقره ) و محل ظهور سرّ قبض و
هامش
( 1 ) - يعنى لفظ « فى » در آنجا كه گفته : در افعالش ؛ به معنى اول است ، يعنى در افعال عاديش نه در مطلق افعالش - چنان كه در خلق عرش و غيره جارى است ، اين براى بيان محل آلت است و محتمل است كه « فى » براى سبب باشد چنان كه فرموده :وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ، يعنى : شما را در قصاص بقا است . ( 2 ) - و يا آن‌چه كه آلت بودن آن بر روش سنت الهى بر فعل - به واسطه مظاهر - جارى است .