او ، و همگان محكوم مشيت و محبت او ؛ و مقهور قبض و بسط وىاند .
575 / 3 حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد : حضرات كلى كه حضرات پنج گانه بدانها منتهى مىشوند سهاند : حضرت الهى كه داراى غيب است و حضرت كونى ( وجود خارجى ) كه داراى شهادت است و سرّى كه جامع بين هر دو است ، و همينطور امر كلى هم سه است ، بخشى خاص حق متعال است و بخش ديگر اختصاص به كون و موجودات دارد و ديگر بخش مشترك بين آن دو است كه در مقام نفسى عمائى كه عبارت از سرّ جامع است وقوع مىيابد .
576 / 3 آنچه كه خاص حق متعال است يا ثبوتى است و يا سلبى ، ثبوتى مانند احاطهء وجودى و علمى ؛ و پيش بودن وجودش بر هر موجودى كه اتصاف به وجود دارد ؛ و اول بودن اراده و طلب و قبول ( و مؤثر بودن ) آن در هر وقت و حال و مظهرى ؛ و مرتبهء هر حكمى به حسب آن مرتبه مىباشد ، و جمع بين وجوب وجود و وجوب ثبوت هميشگى و على الدوام است . و سلبى مانند اين كه حق تعالى نه تقيّد پذير است و نه تميّز پذير ، انحصار نمىپذيرد و وجودش را اول بودنى نيست و احاطه پذير نمىباشد اينها از مقتضيات ذات او است نه اين كه او را از جهت مظاهر وجودى عارض مىشود .
577 / 3 و آنچه كه اختصاص به كون و موجودات دارد ؛ عدم آنچه كه ( در بالا ) بيان شده مىباشد ، يگانگيش به وجوب ثبوت است - نه وجوب وجود - مانند حدوث و دگرگونى حالات بر آن ( كون ) بر عكس حق سبحان ، چون او را دگرگونى حالات نيست .
578 / 3 و هر چه غير از اين دو قسم از صفات است در برزخ اول آشكار مىشود ، و آن ( برزخ اول ) مشترك است و دو جهت دارد ، و به اعتبار اين دو جهت نسبت دادنش به دو طرف درست است ، ولى ثبوت آنها براى حق متعال به نسبت اشتراك است ؛ آن چنان كه ذات او ( طرف ) قبول آن را به اين شرط اقتضا كرده است ، و هر حكمى از احكام آن ( اشتراك ) به حسب شرايط او است .
579 / 3 بدان كه متجدد و نو ؛ ظهور اين امور است و شناخت آنها است نه ثبوتشان در عالم اعيان ثابته - البته ( ثبوتش ) براى كسى كه آن امر برايش اثبات مىشود و يا نفيش از
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٢٣٢