463 / 3 نخست مناسبت بين فيض و فيض دهنده در وحدت و غناى ذاتى .
464 / 3 دوم غير بودن تقييدى كه تا طرف ديگر فيض مشخص باشد .
465 / 3 سوم تعدّد اعتبارى ، يعنى حاصل در مرتبهء واحديت به اعتبار تعلقات به قوابل ؛ كه مشخص كنندهء انتساب واحد حقيقى به كثرت معيّن باشد ، مانند مسألهء ده ديدنى را به يك نگريستن .
مقام هشتم در اين كه چشمه و منبع مظاهر وجود به اعتبار اقترانش بدانها « عماء » است
466 / 3 اينجا ناگزير از تحقيق عماء ( يعنى ابر نازك ) هستيم ، سخنان قوم دربارهء عماء مختلف است .
467 / 3 كاشانى ( شيخ عبد الرزاق ) گويد : عماء عبارت است از حضرت احديت ؛ زيرا آن را هيچكس جز حق متعالى نمىشناسد ؛ پس در حجاب جلال است ، و گفتهاند : عماء عبارت است از واحديتى كه ( واحديت ) منشأ اسماء و صفات است ، زيرا عماء يعنى ابر نازك ؛ و ابر چون حايل بين آسمان و زمين است ؛ اين حضرت هم حايل بين آسمان احديت و زمين كثرت حقيقى ( و يا خلقى ) است . و گويد : حديث نبوى ( ص ) اين را تأييد و يارى نمىكند ، زيرا در آن آمده كه پيش از آفريدن آفريدگان ، اين حضرت متعين به تعيّن اول است ، چون آن مقام محل ظهور حقايق ( اعيان ثابتات ) مىباشد ، و هر چه متعيّن شد مخلوق است ، پس او همان عقل اوّل است از اين روى اين گويندهء سخن اين مقام را حضرت امكان و حضرت جمع بين احكام وجوب و امكان و حقيقت انسانى ناميده و همگى اينها از مخلوقات و آفريدگانند .
468 / 3 گويم : در اين از چند وجه اشتباه است : نخست اين كه : احديت و واحديت و الوهيت و نفس رحمانى و ام الكتاب و غير اينها از مراتب الهى را متعيّناتى مصاحبت دارند و چيزى از اينها مخلوق نمىباشد .
469 / 3 دوم اين كه : حضرت وجوب و حضرت امكان و حضرت جمع بين آن دو ؛