تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
اقتران نسبت است ، بنابر اين از حق تعالى هيچ وجودى اصلا افاضه نشده است . 437 / 3 اين آن شكوكى بود كه براى مراتب عقل - امتحانى - بيان داشته بود . 438 / 3 گفته نمىشود : وجود عام مانند ديگر كليات موجود نيست ، چه رسد به آن‌كه ممكن و يا واجب باشد ، بلكه اين يك معنى از شأن او است كه ماهيات غير مجعول به واسطهء انتسابشان بدان مجعول مىگردند ، هم چنان كه كورى معنى عدمى است كه انسان به سبب انتسابش به آن كور مىگردد . و به اين دلايل كه گفته‌اند معقول ثانى است . 439 / 3 چون گوييم : هيچ مجعولى در آن حال نيست ؛ نه ماهيت و نه وجود و نه اقتران آن دو ، اما اگر وجود موجود باشد ؛ تعينش درست است كه مجعول - يعنى فايض - باشد ، و اين مثل كورى نيست ، چون كورى عدمى است و كور را موجود نمىكند ، بلكه فقط كورى بدان منسوب است . 440 / 3 گويم « 1 » : وجود عام از حقايق الهى و مراتب كلى اسمائى است كه به ذات خود ؛ ذات واجب است « 2 » و نسبت عموم و اشتراكش از جهت فيض ؛ صفت او است ، پس اعتبار صادر بودن او به اعتبار تعيّن نسبت عموم او است كه منافى واجب بودن و بسيط و غنى بودن در ذات خود نيست ، و به اين بيان فرق گذاردن ( بين واجب تعالى و وجود عام ) آسان مىشود . ديگر اين كه صادر اول از ممكنات قلم اعلا نيست ، و به اين ( دليل پيشين ) اشكالات بر طرف مىشود ، زيرا اين وجود مشترك بين او و ديگر موجودات است و تقدم و تأخر در ظهور به واسطهء قابليت ماهيت براى متقدم ؛ و نقصان و نارسائيش براى متأخر مىباشد ، پس اين كه
هامش
( 1 ) - جواب اگر گويى صفحه 187 است . ( 2 ) - وجود عام را امكان اشاره كردن بدان و حكم كردن بر آن نيست ، نه عين حق تعالى است و نه غير او ، نه مفيض است و نه مفاض ، نه از اسماء الهيه است و نه از اعيان كونى ، بلكه ، هر وقت اشاره به دو شود كه او است ، او غير آن است ، زيرا وجود عام صرف ربط و محض تعلق است ، و هر چه كه چنين باشد آن معنى حرفى است كه امكان ندارد بر او مطلقا حكم به چيزى شود ، از اين روى ذوق التأله اقتضا مىكند كه ماهيات مجعول و مفاض و ظاهر باشند ، و اما وجود ؛ نسبت مجعول بودن بدان باطل است ، با اين كه مشهود هر كس است ؛ جز او مشهود نيست ، امكان حكم بر آن‌كه مشهود و يا موجود و ظاهر و غير اين‌ها از صفات و اسماء است نيست ، و با اين بيان بين قول به اصالت وجود و مجعول بودن ماهيت ، و بين قول عرفاى شامخين كه قائل‌اند ماهيت مجعول است و بين قول بعضى از صاحبان معرفت و بعضى از صاحبان تحقيق كه قائل‌اند وجود مجعول است و ماهيات اعتبارى جمع كرديم ، بدان و گرامى شمار .