432 / 3 اگر گويى : حضرت شيخ قدس سره در رساله مفصحه بر اين سخن كه صادر اول وجود عام است شكوكى را بيان داشته ، در حالى كه اين ( يعنى صادر اول وجود عام است ) اعتقاد و رأى او است و اين آگاهى دادن است بر نارسايى روش نظر و استدلال ، جواب آنها چيست ؟
433 / 3 اول آنكه : وجود عام يا ممكن است و يا واجب ، دومى محال است ، به واسطه محال بودن صدور واجب و متعدد بودنش . و اما بنابر اول : اگر ( وجود عام ) مشتمل بر ماهيتى غير از وجود باشد ، در صورتى كه اشتراك بين ماهيات مجموع وجود و ماهيت است ؛ در اين صورت مشترك بين آنها ممكنى است به ماهيت و وجودش ، در حالى كه چنين نيست « 1 » و اگر اشتراك با ماهيت نداشته باشد و فقط وجود باشد ؛ در آن صورت صادر اول از ممكنات عبارت از قلم اعلا است ، و اگر مشتمل بر ماهيتى غير از وجود نباشد همان واجب است - چنان كه وجوهش گذشت « 2 » - زيرا ممكن در استفادهء وجودش صرف فقر و نياز است و اين در وجود خود بىنياز ، چون ذاتش وجود است .
434 / 3 دوم اين كه : تعيين فرق بين وجود واجب و وجود عام است ، براى اين كه هر دو بسيطاند و بىنياز و غير مجعول .
435 / 3 سوم اين كه : چون وجود عين او است پس واجب است و صادر و فايض دربارهاش درست نيست .
436 / 3 چهارم اين كه : لازم مىآيد كه از حق تعالى هيچ وجودى افاضه نشود ، چون اين غير مجعول است ، بنابر اين فيضانش بر ممكنات اگر مقتضى ذاتش باشد ؛ در اين صورت او فيّاض به استقلال است ، و اگر به شرط مؤثرى غير خود - يعنى حق تعالى - باشد ، لازم مىآيد كه تأثير حق تعالى اقتران و جفت كردن وجود باشد به ماهيت - نه افاضهاش - در حالى كه
هامش
( 1 ) - يعنى ممكن واحد باشد از جهت وجود و ماهيت و چنين چيزى نيست ، زيرا اشيا متعدد و ممتاز از هماند و در تمام جهات واحد و مشترك نيستند .
( 2 ) - جواب از اين و از ديگر شبهات آنكه : وجود مفاض ماهيتى ندارد ، بلكه وجودى خالص و ناب است و تعلق به واجب تعالى دارد و ربط محض و تعلق صرف و معنى حرفى است ، و به اين جواب بين او و بين واجب تعالى جدايى داده مىشود ، زيرا واجب به ذات خود قيوم است و در هويت خويش مستقل ، و وجود عام كه متقوم به او است ، ذاتا صرف احتياج و محض فقر و نياز است .