تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
موجود بودن و متعين بودن ، و همين‌طور حكم صفات مطلق و مراتب اصلى و حقايق كلى با جزئيات و مظاهرشان . 428 / 3 اما دوم : بطلان صادر اول بودن عقل اول كه ( گويند ) صادر اول است از چند وجه : 429 / 3 وجه اول اين كه : عقل اول مانند ديگر ممكنات مشتمل است بر ماهيت ممكنى قابل و وجود مقبول ، پس صادر از واحد حقيقى يا مجموع است - از آن جهت كه مجموع است - و در آن كثرت است ، و يا وجود است از جهت خصوصيتش به واسطه اقتراتش به آن ماهيت ، پس اگر خصوصيت جزء صادر باشد ؛ داراى كثرت است ، و گرنه صادر همان وجودى « 1 » است كه او را هيچ خصوصيتى به ماهيت ممكنى قابل نمىباشد ، از اين روى از مراتب الهى مىباشد - نه كونى - و چون چنين باشد ؛ پس وجودى است كه اشتراكش بين ماهيات با دلايل گوناگون اثبات شده ، و عارض شدن آن ( وجود ) بر آنها نسبتش است نه ذاتش . 430 / 3 وجه دوم اين كه : در نظر تحقيق هر وجود متعينى وجودش عين خودش - از جهت ماده و صورت متعيّن و يا متعدد كه مناسب مرتبه‌اش هست - نمىباشد ، پس در ذات خودش يگانه و واحد نيست - بر عكس وجود عام - زيرا در حقيقت وجودش عين خودش مىباشد ، اگر چه از جهت نسبت غير آن مىباشد . 431 / 3 وجه سوم اين كه : نزد آنان هر ممكنى عبارت است از ماهيتى غير مجعول و وجودى خاص كه زايد است ؛ و آن را خصوصيتى جز به واسطهء اقتران و جفت شدنش با ماهيت نمىباشد ، در حالى كه اقتران نسبتى غير مجعول است ، لذا اگر وجود مشترك مجعول نباشد ؛ پس هيچ مجعولى وجود ندارد ، بنابر اين مجعول اول عبارت است او موجوديّت مشترك ، چون در اعتبار اشتراكش اعتبار وحدتش مىباشد كه بدان ؛ مناسبت با جاعل پيدا مىكند ، زيرا اشتراك شأن واحد است - بر عكس موجوديت خاص - براى اين كه منشأ و اصل خصوصيت اعتبار تميّز و تعدّد است كه منافى مناسبت وحدت و تفرّد است .
هامش
( 1 ) - نه از آن جهت كه وجود است ، و گرنه از حق مثل آن صادر شده بود ، پس مشخص شد كه از جهت نسبتهاى عموم او است ، در اين صورت صادر ، وجود عامى است كه اشتراكش بين ماهيات با دلايل گوناگون و عارض شدنش بر ماهيات اثبات شده و همين مطلوب است .