تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مىكند ( يعنى ماهيت حق انيّت و حقيقتش است ) يعنى زيادتى در خارج است ( در ذهن است نه در ذات ) و گرنه در آن محالات پنج گانه گذشته لازم مىآيد ، بنابر اين هيچ وجهى براى اعتراض به اينكه تقدم ماهيت به واسطهء وجود است نمىماند ، اين اعتراض وقتى لازم مىآيد كه حقيقت ؛ غير آن را به او داده باشد ، در آن صورت زايد بر او است اما اگر خودش را داده باشد و بر آن زايد باشد ، اين‌گونه نيست ، و فارق ( امتياز دهنده ) در دو موضع ؛ ضرورت است ، و اين به واسطهء لزوم تأثير معدوم در خودش است و اين هم از جهاتى كه روشن است محال مىباشد . 404 / 3 خواجه نصير الدين طوسى قدس سره گويد : اگر حق را وجود و ماهيتى بود بايد هر يك از آن دو را مبدئى جدا باشد ، و هر دوئى نيازمند به يك است كه مبداء دو است ، و محتاج به مبداء ؛ مبداء كل نخواهد بود . 405 / 3 اگر گويى : ماهيت موصوف به وجود است ؛ و به واسطهء تقدمش براى مبداء متعيّن است . 406 / 3 گويم : ماهيت بر فرض تقدمش بر وجود نه موجود است و نه معدوم ، در اين صورت مبداء موجودات غير موجود خواهد بود و اين محال است . 407 / 3 و اما اين كه وجود بر غير حق تعالى - از موجودات - زايد است براى اين است كه حقايق موجودات صفات و شئون و صور نسبتهاى او هستند ، و هر موصوفى زايد بر صفت و نسبتهاى خود است . 408 / 3 و به زبان و اصطلاح اهل نظر اين كه : وجود ممكنات مستفاد از واجب تعالى است ، و مستفاد چيزى از غير ؛ عين آن غير نمىباشد ، و اين بر فرض مجعول نبودن حقايق است ، و يا اين كه مجعول بودن حقايق عين مجعول بودن وجودات اضافى آنها است صحيح است ، اما بر فرض مجعول بودن حقايق به واسطهء جعل ديگرى غير از مجعول بودن وجودات اضافى آنها صحيح نيست ، و در اين مطلب بعضى از محالات گذشته و آينده وجود دارد . 409 / 3 و اما در مقام تحقيق : بارها گفته شد كه مشترك بين موجودات و يا مشكك بين آنها و عارض بر آنها همان موجوديت است ، يعنى نسبت اسمى براى وجود حق تعالى به